بررسي رابطه‌ي نماز سجاده‌ي وصل در بين دانش آموزان
  صفحه اول -> مقاله، تحقیق و پژوهش
چاپ صفحه
ارسال صفحه براي دوستان
بررسي رابطه‌ي نماز سجاده‌ي وصل در بين دانش آموزان 1389-12-8

مقدمه :
نماز نردبان ترقي و تعالي و بهترين رابطه ميان بندگان و خداوند سبحان است .ريسماني محكم، وسيله‌اي نيرومند براي تقرب به ذات مقدس او و معراج مؤمنين است. رمز بهتر زيستن و خوشبختي و سعادت در اين جهان و نيز در جهان ديگر است. نه به معنايي كه مردم از آن تلقي كرده، و برداشت نموده‌اند، و آن را يك كار رسمي و معمولي شناخته و نيز به عنوان رسم و معمول انجامش مي‌دهند.و مسلماً اثر مطلوب، و نتيجة درستي از آن نمي‌گيرند.
اميد است خداوند سبحان به بركت قرآن كريم دل‌هاي ما را ظرف معارف قرآن و آولياء خاصه‌اش قرار داده و توفيق بندگي خود و انجام عمل شايسته را به ما عنايت فرمايد.
«انّ الصّلواهَ كانَتْ عَلَي المؤمنينَ كِتاباً موُقوتاً1

بيان مسئله :

باتوجه بهاينكه، نماز آثارمثبت و تعيين كننده‌اي در زندگي انسان دارد. و بسيار مهم است كه به اين ضرورت مهم توجه شود. در آموزشگاه فرهنگ و با بررسي‌هايي كه انجام شد مشخص شد كه بهتر است در خصوص مسألة انسان‌ساز نماز پژوهشي در سطح مدرسه انجام گيرد. تعدادي از دانش آموزان حتي در زمينة قرائت صحيح حمد و سوره مشكلاتي دارند. لازم شد براي رفع اين مشكل و شناخت صحيح از نماز اين تحقيق صورت پذيرد. و بررسي شود كه آيا نماز مي‌تواند مسير زندگي انسان را تحت الشعاع قرار دهد.
اهميت و ضرورت اجراي تحقيق :
تحقيق حاضر كه به لحاظ ضرورت و اهميت نماز كه مظهر اتم و نمونة اكمل براي عبوديت و بندگي و بزرگترين مصداق پرسش است. همچنين جامع‌ترين و بهترين نشانة سپاسگذاري و تشكر از الطاف بي‌كران حضرت حق جل و علي مي‌باشد و باتوجه به ترفندهاي غرب و تهاجم فرهنگي، متاسفانه نماز اين فرضيه‌ي انسان ساز خصوصاً در قشر جوان، مورد بي مهري قرار گرفته است. اگر چه كارها و تحقيقات مهمي در اين خصوص به انجام رسيده است در عين حال شناساندن نقش نماز در زندگي فردي و اجتماعي انسان، و آشنا كردن نوجوانان با فوائد و آثار و نتايج آن بسيار ضرورت دارد. پس بر خود واجب دانستيم قدم كوچكي بردارم و لازم است كه اين امر مهم دركل جامعه خصوصاً در آموزش و پرورش مورد توجه و حمايت قرار گيرد.

هدف كلي :

بررسي رابطه‌ي نماز سجاده‌ي وصل در بين دانش آموزان آموزشگاه راهنمايي فرهنگ
اهداف جزئي :
1 ـ تعيين رابطه بين نماز در زندگي فردي و اجتماعي
2 ـ تعيين رابطه نماز با شفابخشي امراض صعب العلاج
3 ـ مقايسه نماز در اديان ديگر
4 ـ مقايسه بهداشت رواني در اسلام و غرب

پرسش‌هاي تحقيق

1. ميزان آشنايي، دانش‌آموزان با نحوة صحيح خواندن نماز تا چه حد است؟
2. نگرش دانش آموزان، در رابطه با تاثيرات فردي و اجتماعي نماز چگونه است؟
3. ميزان آشنايي دانش اموزان با نماز جماعت تا چه اندازه است؟
4. مسائل معنوي و توكل تا چه اندازه در پيشرفت و موفقيت دانش آموزان تاثير دارد؟

كليد واژه‌ها :
نماز : نوعي نياز است كه خاك را با افلاك گره مي زند.
سجاده : پيشاني بر خاك نهادن و نهايت خضوع و خشوع.
وصل : متصل شدن به خالق است.

نماز عامل تطهير روح از آلودگي :

اثر نماز در بازداري از گناهان:
«و آنچه را از كتاب و تو وحي شده تلاوت كن، و نماز را بر پا دار كه نماز انسان را از زشتيها و گناه باز مي‌دارد، و ياد خدا بزرگتر است، و خداوند مي‌داند شما چه كارهايي انجام مي‌دهيد.»
بعد از بيان سرگذشت اقوام گذشته كه در اثر شركت ورزيدن و ارتكاب گناه و اعمال نامشروع راه شقاوت و بدبختي را در پيش گرفتند و از پيامبران الهي اطاعت ننمودند، براي ارائه خط‌مشي كلي وگرفتار نيامدن امت اسلام به سرنوشت اقوام گذشته، اين آيه، پيامبر گرامي اسلام (ص) رامورد خطاب قرار داده و دوسفارش مهم را تاكيد دارد.
اول تلاوت قرآن است، كه راه حق و باطل را نشان مي‌دهد. شرك و بت‌پرستي رامانع مي‌شود و بانصيحت و اندرز مانع كارهاي ناپسند است. دوم به پا داشتن نماز و ياد خداست، كه بهترين اعمال عبادي و اساسي‌ترين محور تربيتي الهي انسان است و منظور از آن، نمازي است كه از شرايط ظاهري و باطني كامل برخوردار باشد.
اين آيه ابتدا به اقامة نماز دستور مي‌دهد، و سپس آنرا به بازداري از گناه تعليل مي‌نمايد و از اين تعليل استفاده مي‌شود انجام صحيح و كامل آن نماز كه ذكر خدا و عملي عبادي است. صفتي در روح نمازگزار ايجاد مي‌كند، كه از كارهايي كه مانع از ياد خداست، باز مي‌دارد. پيدايش اين صفت در نمازگزار اثر طبيعي نماز است. نمازي كه همان توجه خاص بنده به سوي خداوند رحمان است. اگر هيچ مانعي در كار نباشد، نماز اثر خود را كامل مي‌بخشد و اگر مانعي بود، به اندازة مانع جلوي اثر بازدارندگي نماز را مي‌گيرد.1
بنابراين اگر توجه قلب در نماز كامل نباشد. و از شرايط ناقصي برخوردار باشد بازداشتن نماز از گناه جزئي و محدود خواهدبود.نماز اگر كم مايه هم باشد، هر چند تاثيرش نيز كم خواهد بود، ولي ممكن نيست كه در نمازگزار هيچ‌گونه اثري نبخشد.
بررسي ومقايسه حال نماز گزاران، با افرادي كه نماز نمي‌خوانند. اين حقيقت را ثابت مي‌كند. كه كسي كه نماز نمي‌خواند همچون شخصي است، كه در سراشيبي سقوط قرار گرفته است. كم كم مرتكب محرمات مي‌شود. و انجام واجبات دين را برخودباري گران احساس مي‌كند. تا اينكه رشتة پرهيز از گناه پاره گشته، به طرف دروغ و ريا و ظلم كشانده مي‌شود.
اماشخصي كه نماز مي خواند، و بر انجامش مداومت مي‌نمايد، خود را به ريسمان قرب الهي آويخته و در پرتگاه گناهان سقوط نمي‌كند.
محتواي نماز، ايمان به توحيد، رسالت پيامبر، پاداش اعمال نيك در روز قيامت، اخلاص در عبادت هدايت به صراط مستقيم و دوري از گمراهي و صلالت است، نمازگزار را از راه تلقين وادار به، پذيرفتن مي‌نمايد. افعال نماز با بكارگيري جسم انسان در ركوع وسجود و قنوت و اذكار، اين اهداف عالي را دنبال مي‌كند و باعث مي‌شود روح و جسم با تمام وجود متوجه ساحت عظمت خداوند شوند. مقدمات نماز و شرايط آن مانند پاكي لباس، و بدن و مكان و غصبي نبودن آنها، او را وادار مي‌نمايد تا از هر نوع آلودگي جسمي و روحي و از تعدي به حقوق ديگران، بدور باشد.
نماز، نهر روان و چشمة كوثري است كه بر بستر روح نمازگزاران جريان دارد. تمام آلودگيهاي، گذشته را پاك مي‌كند و نيز نمي‌گذارد آنها بعداً گرفتار آلودگي شوند. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد:
«مَنْ لم تّنهه صلوته عن الفحشاء و المنكر لَمْ يَزِدْ من اله الّا بعداً.»
كسي كه نمازش او را از فحشا و منكر باز ندارد، جز دوري از خدا بهره‌اي حاصل نكرده است.
و از امام صادق (ع) نقل شده است: «كسي كه دوست دارد بداند، نمازش مقبول واقع شده است يا نه، بايد بنگرد كه آيا اين نماز او از زشتيها بازداشته است. پس به مقدار بازداشتن از گناه نمازش قبول شده است.1
جبران گناهان توسط نماز:
پيامبر اكرم (ص) اثر نماز رادر طهارت دل و پاكي روح و نظافت جان چنين توصيف مي‌كند:
«نمازهاي پنج‌گانه براي امت من، مانند نهر رواني است، بر در خانة هر يك از شما.»
يعني نماز همچون رودخانه‌اي جاري و چشمه‌اي جوشان و قابل دسترسي، براي تمام مسلمانان است تا هرگونه آلودگي و گردو غباري كه در چشم دل آنان بنشيند و هر پرده و لباسي كه بين آنان و حقيقت حاجب گردد در اين جوي آب بيافكنند.
نماز نظير شست و شوي تن است، كه هر روز چند بار صورت ميگيرد و تمام چرك و آلودگي تن را مي‌زايد. شست و شوي دائمي روح بانماز است كه صافي و طهارت دل را به دنبال دارد، و نمازگزار را پاكدل مي‌سازد.
حضرت علي (ع) در حديثي مي‌فرمايد: «با رسول خدا (ص) در مسجد منتظر نماز بوديم. مردي برخاست وگفت: اي رسول خدا! من گناهي را مرتكب شده‌ام! پيامبر (ص) از او روي گرداند. وقتي نماز تمام شد، آن مرد برخاست و سخنش راتكرار كرد. پيامبر اكرم (ص) فرمود: آيا با ما اين نماز بجا نياوردي و برايش خوب وضو نساختي؟ عرض كرد: آري، فرمود: اين نماز كفّارة گناه توست.
هر گاه انسان، نمازهاي پنجگانه را به جا مي‌آورد، گناهانش مانند ريختن برگهاي درخت، مي‌ريزد. نماز را بر پا داريد، زيرا نمازها كارهاي نيك و اعمال پسنديده‌اي هستند، كه بر روح مؤمنان وارد مي‌شوند، و آثار گناهان و كارهاي زشت و ناپسند را مي زدايند و تيرگي و كدورتي راكه در اثر لغزش و گناه بر روح نمازگزار عارض مي شود پاك مي‌سازند.
تاثير نماز در رشد شخصيت:
همچنانكه مقصود از وضو تنها پاك شدن از آلودگيهاي ظاهري نيست، بلكه مقصود واقعي پاكي از آلودگي هاي باطني و واقعي است. تيمم به معني خاك مالي كردن سر و صورت نيز براي طهارت از غرور و منيت است. چون طهارت ظاهري در آن منتفي است.1
نماز با يك برنامه منسجم و منظم روح را متأثر كرده، شخصيتي الهي را پايه‌گذاري مي‌كند. يعني نمازگزار را از خيالات خرافي وواهي جدا كرده و به سوي حقايق معنوي كه تدريجاً فهم آنها از راه دل امكان پذير است هدايت مي‌كند، و توجه كامل به معبودرا متحقق و بازگشت واقعي به سوي خداوند را امكان پذير ميكند، و با هموار ساختن راه اصلاح و تهذيب، افكار او را به سوي حقايق سوق داده و با متصل ساختن رشته قلب به سوي حق، تمام وجود انسان را متوجه پروردگار مي‌كند و ياد خدا را در تمام، اوقات زندگي و تمام ساعات روز و لحظه‌هاي عمر، به جريان مي‌اندازدو بدينوسيله او را از گناه و حتي توجه به غير خدا باز مي‌دارد تا تمركز و توجه واقعي تحقق يابد. به طوريكه اگر نماز گزار را ظلمتي از گناه فرا گرفت، در اميد سپيدي نماز بسر مي‌برد و اگر قلبش در مقابل طوفان، وسوسه‌ها قرار گرفت. به نماز پناهنده مي‌شود. و اگر در معرض هجوم افكار و آرزوهاي دنيا واقع شد، از سرآهنين ياد خدا در نماز استفاده مي‌كند.
انجام نماز بايد براي مغز تكاني باشد تا محتويات ذهني و فكري و روحي غير الهي را از دل بزدايد، و غبار ماديت را از روي آينه دل كه محل تجلي ياد خداست پاك كند.
نمازگزار بايد خدا را كه اساس فكري رهروان نماز است، زيربناي فكري خويش قرار دهد، و اين اساس بناي استواري را بنياد كند، تا آن تاب و توان لازم را براي تعالي وي داشته باشد.
يكي از اهداف نماز رشد شخصيت، در جهت بهره‌مند ساختن از معارف الهي است. زيرا معارف الهي همچون دريايي بيكران است، و مناسبترين ظروف و پيمانه‌اي كه انسان رابه آن معارف برساند.
اگر فرد، باور قلبي داشته باشد، كه نماز انسان رابه كمال و سعادت مي‌رساند، هر چه مسير و راه نماز طولاني باشد و هر چه سختي و مشقت آن بيشتر باشد، تحمل آن آسان مي‌گردد. وقتي معلوم شد كه راهي جز آن نيست وراهي ديگري، نزديكتر و اسانتر وكاملتر از نماز به سوي كمال شايسته، انساني وجود ندارد، چاره‌اي جز طي آن نيست.
راه سعادت و كمال انسانيت و رشد آن بسوي فضائل، نه هدفها ومقاصد ديگري كه بي‌نمازي اقتضا مي‌كند. هدف نهايي نماز است. پس هر چه اقامة نماز كه راه كمال است، سخت باشد. همدلي و همدمي مؤمنين بيشتر شود، و در جهت اقامه نماز، هر چه بيشتر تلاش كنيم، كار آسانتر ومقصد نزديكتر مي‌شود.نمازگزار را بيشتر دلگرم مي‌كند و مايه آرامش را فراهم مي‌كند.
تاثير و تربيت نماز در تكامل رشد شخصيت، مانند پاشيدن بذر در زمينهاي مختلف است، يعني بانوع بذري كه در دل ميكاريم وبا نوع دلي كه اين بذر در آن نهاده مي‌شود، چگونگي شخصيت آيندة خويش را مي‌توان به راحتي پيش بيني كرد. چون شخصيت انسان، محصول جهت‌گيري او در زندگي و سعي و تلاش در همان زمينه است. شكوفايي شخصيت معنوي انسان نيز در ساية تلاش بي‌وقفه، در زنده كردن ياد خدا در قلب توسط نماز است.
نماز گزار مي‌تواند، با استفاده از زمان و جايگاه مناسب براي انجام نماز، آنرا احيا كند، از پژمردگي شاخه‌ها و تمام جوانبش، و تباه شدن آن جلوگيري نمايد، و از چنين سرمايه‌اي، كه سودش هم در دنيا براي رشد شخصيت، و هم در آخرت كه ماية تعيّش است استفاده كند. چراغ نماز كه در روز دنيا مهيا مي شود، جهت استفاده از روشنايي نورش در شبهاي تاريك پيش روست. نماز سرمايه و اندوخته‌اي است، كه در روزهاي جواني و اقتدار كسب مي‌شود، براي روزهاي نداري و افتادگي. خطور يك فكر غير الهي در حال نماز، مانند نفوذ آب از سوراخ كشتي به داخل است، و موجب خارج شدن از حالت نماز است.
بدين ترتيب، ميزان سازندگي، و دوام شخصيت معنوي انسان، در حين نماز ظاهر مي‌گردد، همچنانكه ميزان استحكام كشتي، در موقع طوفان آشكار مي‌شود.
اثر نماز در احياء ياد خدا و آرام بخشي دلها:
«نماز، را برپا دار، كه نماز انسان را از زشتيها و گناه باز ميدارد، و ياد خدا بزرگتر است، وخداوندمي‌داند شما چه كارهايي انجام مي‌دهيد.» در اين آيه اثر نماز يادآوري شده است. نماز انسان را از گناه باز ميدارد و اثر ديگر نماز كه مهمتر و بزرگتر از آن است، ذكر و ياد خداست. منظور از آن ذكر باطني و قلبي است. كه از انجام نماز و مداومت بر آن حاصل مي شود و حقيقتي رادر شخصيت معنوي انسان تشكيل ميدهد، كه صدور همة نيكيها و خيرات را از انسان امكان پذير مي‌سازد.
«فاذ كروني اذكر كم» «پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم.» ذكر و ياد خدا در نماز چون، موج درياست. كافي است كه نمازگزار خود را به اين امواج الهي، در نماز بسپارد؛ در نتيجه او را به درياي معنويت راهنمايي كرده، تا به اعماق دريا خواهد كشيد و آنجا مرواريد سعادت مستورگشته‌وحجابهاراكشف‌خواهد نمود و آنگاه ياد خدا تمام وجود او را در بر خواهد گرفت.
اوقات خوش، آن بود كه با دوست بسر شد بـاقي همه بي‌حــاصلي و بــي خبـري بـود
نماز پل وصل به ذكر و ياد خداست. معبري به سوي حقايق است. ظاهر نماز، صرف زيبايي است، كه درون آن مرواريد گرانبها و يگانه ياد و ذكر خدا نهفته و مستور گشته است. پل ظواهر نماز كه داراي اذكار و افعال و مقدمات نماز است، همه، عوامل زنده كنندة ياد خدا در دل نماز گزار هستند. پس نماز، دل را براي ياد خدا آباد مي‌كند تا آن را مأوي و محل نزول فرشتگان الهي قرار دهد. امادلي كه خالي از ياد خداست، همچون خرابه‌اي نشيمنگاه جغدان شوم نگر قرار مي‌گيرد.
اگر انسان يقين داشته باشد، كه خداوند تمام احوالش را مي‌داند، و بدان سبب او را، كيفر و پاداش مي‌دهد، با استمداد از نماز قلبش را از شواغل دنيا فارغ مي‌سازد و نماز را با ياد خدا بجاي مي‌آورد، كه از هزار نماز بدون حضور و ياد خدا افضل است، و در اصلاح نفس، نقش مهمي ايفا مي‌كند و موجبات رستگاري بنده را فراهم مي‌آورد.
كساني كه نماز نمي‌گذارند و يا آن را بدون ياد خدا تباه مي سازند، . يا گرفتار ريا در نماز مي‌شوند، ديگر بصيرت ندارند. چون ذكر و ياد خدا در نمازشان نيست. اينان در تاريكي محض راه مي‌روند، و در محل دام گام مي‌نهند راه را گم كرده، بيراهه را در پيش گرفته‌اند. رنگ دنيا چشم دلشان را خيره ساخته، دل را به سراب آن، خوش كرده‌اند و به بهانه دانة آن در دامش گرفتار آمده‌اند.
ذكر خدا، كه از نماز برمي‌خيزد، چون نور خورشيد به تمام جوانب اعمال انسان مي‌تابد، و به آن نور معنوي مي‌دهد، بدين ترتيب وجود انسانيت ازمنبع نور فروغ مي‌گيرد، تا ياد خدا را در تمام وجود خويش و همه ابعاد، زندگي خود درخشان بسازد. 1
علت اينكه از ميان عبادات تنها نماز است كه از اهميت ويژه برخوردار است ومورد تاكيد فروان قرار دارد مقصد و ملاكي است كه در اقامه نماز است. يعني يادآوري معبود، و همراهي قلب با زبان در نماز موجب تحقق اين معناست. نماز مي‌تواند، موجب پاكي و طهارت روح و روان آدمي گردد، و راه بازگشت و توجه واقعي را ميسر سازد و موجبات پيمودن راه تكامل و تعالي وصعودبه‌قله‌انسانيت و تأمين سعادت ابدي و تقرب به جوار حق را براي وي فراهم كند.
اين حقيقت با آيات قرآن قابل اثبات است: اقم الصواه لذكري نماز مظهر نام ياد و ذكر خداستالا بذكر اله تطمئن القلوب ياد خدا مايه اطمينان يافتن قلب و آرامش دلهاست.
قد أفلَحَ من تزكي و ذكر اسمَ ربه فصلي « به يقين كسي كه پاكي جست، خود را تزكيه كرد. رستگار شد، و نام پروردگارش را ياد كرد پس نماز خواند.» مراد از تزكيه، پاك شدن از علائق دنياست كه ياد خداو انجام نماز مي‌تواند علائق مادي را از انسان بزدايد، و مراد از ذكر، ممكن است به زبان باشد، يعني نام بردن هر يك از اسامي، پروردگار وممكن است به قلب باشد، يعني توجه به معني هر يك از اسامي پروردگار كه قطعاً خضوع و خشوع را به دنبال دارد و نتيجه‌ ذكر زباني و قلبي همان يگانه شمردن خداوند و اعتقاد به توحيد و پاكي از شرك است و مراد از صلوه همان نماز كه توجه خاص عبودي است، كه در اسلام تشريع يافته است.
همچنانكه نماز باذكر لفظي تكبير منعقد مي شود، روح خشوع و خضوع در نماز نيز باذكر قلبي ياد خدابه تحقق مي رسد.1
نماز عامل رهايي از تنگناهاي زندگي :
در جوامع مذهبي، فرد بي‌نماز داراي روحي خسته و منزوي و دور مانده از اصل و بيگانه با جامعه و بي‌ارتباط با مردم است. و پيوسته در سختي‌ها و تنگناهاي پر پيچ و خم زندگي و ظلمت گناهان ناشي از بي‌نمازي و قطع رابطه با خدا، همچون بيماري است كه رشته‌هاي اميد به حيات و آيندة خود را قطع كرده باشد، دائماً غمگين وسرگردان است. «براي شخص غافل از ياد خدا، سختي و دشواري است كه نتيجة طبيعي درك نكردن لذت‌هاي معنوي و زيباييهاي پنهان هستي و روي گردان از ياد خدا و گسستن ارتباط با اوست»2
وقتي انسان خدا را فراموش كند، خدا نيز او را فراموش مي‌كند و او را از دايرة رحمت خاص خود، خارج مي‌كند. ومحبوبيت آنها را از دلهاي مردم بيرون مي‌كند و آنها را از چشم مردم مي‌اندازد و درهاي رحمت خود را به روي آنها مي‌بندد.
«الذين آمنو و لَمْ يَلسبُوا ايمانهُمْ بظلمٍ اولئكَ لَهُمُ الاَمَنْ»1
«آنانكه، ايمان خود را با ظلمي نيالوده باشند، همواره درمأمن هميشگي واژه‌هاي نفوذناپذير و حريم امن الهي به سر مي‌برند.»
البته ممكن است برخي از اين آلام روحي و درد و رنج‌هاي بيش و كم زندگي گهگاه براي شخص مؤمن و نمازگزار هم باشد، امامؤمن نمازگزار و آشنا با نماز و متصل به مبدأ با نور حياتبخش ايمان، آن تيرگي‌ها را روشن و فرازهاي نامطلوب زندگي وكاستي‌هاي آن را با نماز جبران مي‌كند، زيرا اعمال نيك، ناهمواريهاي حاصل ازگناهان گذشته را هموار و ويرانيهاي ناشي از قطع رابطه با خدا را، جبران مي‌كند. نماز خاصيت ترميمي وگناه زدايي دارد. «ان الحسنات يذهبن السيئات»2 و به بيان زيباي امير المؤمنين حضرت علي (ع) نمازمانند برگ درختان. گناهان را مي‌ريزد.
مراقبه با مديتيشن چيست؟
شوق به شناخت راز هستي، راز شناخت خويشتن و ذات احديت، هنري است بنام مراقبه با مديتيشن، مراقبه شيوة وصل به خالق را از طرق مختلف به تجربه كشيده و مي‌آموزد، از بي خويشي گم شدن و در خويش مردن تا در خويشتن بيدار شدن.
با رعايت اصول و مقرراتِ راههاي مختلف مراقبه، انسان پويا بايد بتواند احساس يكي شدن عالم هستي را با درون و روانِ آرمان خواه خود داشته باشد و اين تحولات فقط با دست‌يابي به منشا انرژي بي پاياني است كه هر كسي در درونِ خود نهفته دارد. هر نوعي ازمراقبه نا خودآگاهيهاي عميق انساني را به مرور به خود آگاهي شفاف و زلال تبديل مي‌سازد تا به ادارك والايي ازمعنويت برسد.
راههاي مختلف مراقبه و مديتيشن:
ذكر اسما الهي در دل يا زبان، تسبيح، تفكر و تعمق ( كه ساعتي تفكر بهتر از 70 سال عبادت است)، خواندن دعا و نماز، روزه داري، چله نشيني براي خود سازي، توجه و مجذوب شدن درنورها (كه خدا نور آسمانها و زمين است) درسكوت و تنهايي و تاريكي قرار گرفتن، انجام حركات موزون و هماهنگ، يوگا، رقص دراويش، مجدوبِ زيباييها و موسيقي طبيعت شدن، مجذوب موسيقي‌هاي عرفاني و همنوايي و خواندن اشعار عارفانه، توسل به اماكن و اشيا مقدس بادعا و ذكر همه اين اعمال بايد آگاهانه و باتوجه و تمركز و اخلاص و از روي عشق انجام شود.
به نام آرامش بخش دلها كه مي‌فرمايد: «و هو معكم اينما كنتم» من باشما هستم هر كجا هستيد. «اقرب من حبل الوريد» نزديكتر از رگ گردن شما.
دوست نزديكتر از من به من است
ويـن عجيبتـر كه من از وي دورم

مديتيشن يا مراقبه با نماز :

آن هنگام كه كوس سلطنتش را بر بام حق مي‌كوبند: كه اي بندگان عزيز من! «حي علي الصلوه»،« حي علي الفلاح»،«حي علي خير العمل»، بشتابيد براي شخم زدن وجود و ريشه بستن ايمان و قد كشيدن جسم در ضيافت نماز، كه به قد قامت الصلوه مي خواند. درخت قامتتان رابه اهتزاز درآوريد و سوداي عشق را با بهترين عمل لبيك بگوييد.
بانگ عشق در هستي مي‌پيچيد وشوق وصال او شور مي‌انگيزد مومن در چشمه‌ي عشق از همه‌ي ناپاكيها جسم و روح راتطهير مي كند و چهار بانگِ تكبيرش را بر سر «رب»،«ملك»،«اله» دروغين و نفس سركش و وسوسه‌گر خود سر مي دهد.
من‌همان‌دم‌كه‌وضوساختم‌ازچشمه‌ي‌عشق چهارتكبيرزدم‌يكسره برهرچه‌كه هست
و در لباس سفيد و طاهرش، جسمش، كلامش ، حق هم نوعانش و روحش را غرقه در نورعشق و طاعت مي‌كند و در جهت خانه‌ي سلطان عالم كه مغناطيسش،جسم وروح را جذب مي‌كندوكثرت پريشان وبي‌قرار را با تمام هستي، وحدت و آرام ميدهد، هم طيف مي‌كند تا همگام با كائنات، توحيد جهاني را با توحيد عبادي، به توحيد الهي وصل كند.
جانا بغربستان چندين به چه مي‌ماني بازا توازين غربت تا چند پريشاني
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم يا راه نمي‌داني يا نامه نمي‌خـواني
گرنامه‌نمي‌خواني‌خودنامه تورا خواند ور راه نمي‌داني‌درپنجه‌ي ره داني1
نماز زيباترين مديتيشن در هر مذهبي است كه معبود دعوت مي كند «و اقم الصلوه لذكري»1 براي ياد من نماز را به پاي دار و اطوار و اشكالش را پيامبران هنرمندانه تعيين مي‌كنند و گروه كثير عابدان، عاشقانه آنرا به اجرا در مي‌آورند. گفته اند زيباترين و عالي‌ترين شكل نماز و يا سوپر فرم تمام نمازها، نماز در اسلام است كه همه ابعاد وجودي نماز گزار را در بر مي‌گيرد او توام باحركات تكاملي كائنات كه با تحول حالات شبانه روز انجام مي‌پذيرد در 5 نوبت و 5 زمان ريلكس و رها، زندگي روزمره را به جهت قربه الي الله (نزديكي به خدا) ترك مي‌كند و با شرايط خاص، همسو با خانه‌ي معبودبا دلي بي‌تاب، چشمي پر آب زباني حامد و قيام و قيودي موزون بر در حق مي‌كوبد و با روحي سيراب و مست يك عشق پر عظمت و مقدس به عمق مقام قرب اذكار و اسما الهي وارد مي‌شود و در عروجي روحاني در بارگاه سراسر نور، همه انبياء و اوليا و هستي را در نماز مي‌بيند و در حضور و ديدار، شهادت و سلام مي‌گويد.
ما در نماز سجده به ديدار مي برين
بيچاره آنكه سجده به ديوار مي برد2
پيامبر (ص) مي‌فرمايد: خداوند را آنچنان عبادت كنيد كه او را مي بينيدپس اگر نديديد بدانيد كه او شما را مي‌بيند.
از مولا علي پرسيدند: يا امير المومنين آيا پروردگار خود را ديده‌اي؟ فرمد: آيا چيزي را كه نمي‌بينم پرستش مي‌نمايم! پرسيدند: چگونه او را مي‌بيني؟ فرمود: چشمها او را آشكار درك نمي‌كنند لكن دلها به وسيله‌ي حقيقت ايمان او را درك مي نمايد به هر چيز نزديك است ولي چسبنده نيست و از هر چيز دور است ولي جدا نيست. گويا بدون تفكر و اراده كننده است بدون تصميم و ...
گفته‌اند: بهترين و زيباترين چيزهاي دنيا را نه نمي‌توان ديد و نه لمس كرد. بهترين‌ها و زيباترين‌ها را بايد در قلب خود احساس كرد.
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي
غبار ره بنشان تا نظر تواني كـرد1
نماز مديتيشن و ذكر واجب روزانه جايگاه خدا، خود و مخلوقات را در مسير امنيت، وحدت و كمال استحكام و تعالي مي‌بخشد«الا بذكر الله تطمئن القلوب» بطوريكه خدا ديگر وجودي موهوم و دست نيافتني نيست. او بطور واقعي هر روز و هر لحظه در انديشه و گفتار و كردار ما جاي دارد و روح ما را از اذكار بي‌منتهاي خود سيراب مي‌كند و هر روز معجزه‌اي رخ مي‌دهد.
خوشا آنانكه الله يارشان بي بحمد و قل هو الله كارشان بي
خوشا آنانكه دائم درنمازند بهشت جـاودان بــازارشان بي2
انيشتن مي‌گويد: احساس مذهبي شاه فنر تحقيقات علمي است.
ماكس پلانگ فيزيكدان معروف مي‌گويد: بر سر درمعبد علم نوشته‌اند هر كه ايمان ندارد وارد نشود، چرا كه ايمان خالصانه قوي‌ترين رشته مغناطيسي در ارتباط با (اينترنت لايتناهي) آن عالم مطلق است.
نماز و ديگر حركات تكاملي انسان وكائنات، سرشار از انرژيها و امواج مثبت است كه مجموعه‌ي هستي را در جهت رشد وبالندگي، تعادل ونظم ووحدت همراهي مي‌كند.
زماني كه انسان در اين مجموعه، حركتي خلاف وناهمگون، مبني بر هواي نفس و انديشه‌هاي منفي انجام دهد، هماهنگي و عدالت در جامعه‌ي انساني متزلزل مي‌شود و وقتي بصورت گسترده و وسيع امواج و و انرژيهاي مخرب خودكامگي و ظلم در هستي پخش مي‌شود باعث بر هم خوردن قانون‌مندي و نظم پديده‌هاي هستي و خروج آنها از تعادل مي شود و حوادث غير مترقبه و بلاياي طبيعي روي مي‌دهد.عمل ناخوشايند چون يك آلودگي اگر به موقع تطهير نشود همه چيز را آلوده مي‌كند.
در اديان به كارها و اعمال ناخوشايند، منفي و غير استاندارد«گناه» ميگويند و در تمام اديان مردم را از انجام آنها بر حذر داشته‌اند و قصص كتب آسماني همه حاكي از گرفتاري و نابودي گناهكاران در بلاي آسماني است.
«و آنچه كه از رنج و مصائب به شما مي‌رسد همه ازدست اعمال زشت شماست در صورتيكه خدا بسياري از اعمال بد را عفو مي‌كند.»1
در زمان وقوع بلايا و خشم و قهر طبيعت، زمانيكه امواج منفي ترس و وحشت و نااميدي ما را در بر مي‌گيرد نماز آيات واجب مي‌شود يك مديتيشن و ملاقات با قدرت لايزال براي آرامش و تعديل و امواج وجودي در فرد، و چون بر همه واجب است، طيفي از امواج مثبت نمازگزاران در هستي پخش مي شود و در تعديل و تنظيم امواج كائنات ميسر مي‌گردد و آيتي ميشود در تفكر، تعمق. اصلاحات و باز سازي بهينه افكار و اعمال و همدردي و همبستگي باخانواده خداوند يعني بازگشت به حلقه‌ي كمال، و توليد انرژي‌هاي سازنده و خير.
حفظ حرمت و قداست كائنات و پديده‌هاي هستي، احترام به حرمت و قداست خود، مخلوقات و خداست.
يادمان باشد كاري نكنيم كه به قانون زمين بر بخورد
مي‌دانم سبزه‌اي را بكنم خواهم مرد1
در مديتشين نماز پله‌پله‌ي كمال را طي مي‌كني كه همانا علم، ايمان و عمل است، به سرزمين عشق وارد مي‌شود و در عروجي روحاني در بارگاه سراسر نور به همراه انبيا و اوليا و كائنات به نماز مي‌ايستي و همه‌ي من هايت را در پاي عشق قرباني مي‌كني و فقط خواست و پسند او رابر مي‌گزيني.
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد2
و شهد اخلاص (يكي شدن) رامي‌چشي و با روح حاكم بر هستي وحدت پيدا مي‌كني، در اين هنگام كائنات و هستي به خدمت تو در مي‌آيند و افكار و خواسته‌هاي خيرت دردم تحقق مي پذيرد، به عالم غيب وارد مي شوي و بر گذشته و حال و آينده آگاه ميگردي ( در خواب و بيداري). گاه در زمان نماز عالمي از زيباييها تو را احاطه مي كند و گاه چهره خود ساخته و معنوي آدميان نه چهره خود ساخته و معنوي آدميان نه چهره ظاهريشان بر تو آشكار مي‌گردد.
خداي را بندگانند كه ايشان معشوقند و محبوبند و حق تعالي طالب
ايشان است و هر چه وظيفه‌ي عاشقان است او براي ايشان مي‌كند1
درتاريخ است كه شيخ اشراق (شهيد سهروردي) وقتي به امامت جماعت اصفهان رسيد در روزهايي در هفته به تصحيح نماز مردم مي‌پرداخت.روزي پير زني نزد او آمد حمد و سوره را با اشتباه خواند، شيخ گفت: مادرم نمازت غلط است، پير زن گفت نماز خودت غلط است! شيخ گفت نه مادرم من امام جماعت هستم و نماز ديگران را درست مي كنم. پير زن گفت حمد و سوره درست بايد خاصيت داشته باشد. شيخ گفت چه خاصيتي؟ گفت اگر آنرا بر اين آب (جويبار داخل چهار باغ) بخواني و فوت كني از حركت بايستد. شيخ اينكار را كرد و آب نايستاد و پيرزن همان حمد و سوره با اشتباه را بر آب خواند و فوت كرد و آب ايستاد و شيخ سالها در نزد آن پير زن به خودسازي پرداخت.

ماز قرآن بر گزيده مغز را پوست را نزد خسان انداختيم1

وقتي عشق فرمان ميدهد محال سر تسليم فرود مي آورد.2
درمورد باباطاهر گفته‌اند: طاهر پاك وساده دل روزي در مدرسه علمي طلاب از معلومات و محفوظات و بيان طلاب به شوق آمد و از آنها پرسيد چگونه به اين بيان عالمانه دست يافته‌اند؟ طلاب پاسخش را به شوخي گفتند كه بسيار رنج مي‌بريم و در اين زمستان يخ حوض مدرسه رامي شكنيم و برهنه در آن سر فرود مي‌بريم و چون بيرون مي‌آييم اسرار اين علوم بر ما كشف مي‌شود. وطاهر ساده دل اين مزاح را حقيقت مي‌پندارد و چون شب هنگام اين كار را انجام مي دهد صبح عالمي كامل مي‌شود و به مقام مكاشفه و الهام مي‌رسد و بارقه‌ي عشق از قلب به كلامش راه مي‌يابد.
يك دسته كليد است به زير بغل عشق
از بهــر گشـــاييــدن ابـواب رسيده3
عبوديت جوهريست‌كه ظاهريست كه ظاهر آن عبوديت وباطن آن الوهيت است.4 خداوندا:ما را به بندگي آزادي بخش عبادت خويش آزادي ببخش.5
از عقل و عشق و روح مثلث شدست راست
هر زخم را چو مرهم و هر درد را دواست
«بنده» خدا خلاص شود چونكه «بنده» مرد
لاگشت و بنده و زپس لا همه خداست
اكسير عشق را بطلب در وجود او
تا آن شوي تو جمله ز انعام جود او «مولانا»
هر چه عاشق‌تر ،بنده‌تر، هر چه بنده‌تر نزديكتر ، هر چه نزديكتر فناتر و هر فناتر آزادتر و شادتر هستيم و اين بندگي در پيشگاه خالق را باخدمتگزاري بي‌ريا مخلوق و تامين حرمت و امنيت كائنات به منصه بروز مي رسانيم.
اي نسخـــه‌ي نـــامه‌ي الهي كه تــويي آينــه جمــال شــاهـي كه تويي
بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست ازخودبطلب‌هرآنچه‌خواهي‌كه‌تويي
«مولانا»
نيروي مغناطيسي در هرذره از سلولهاي ما و هر موج از انديشه، احساس و كلام ما نهفته است، مجموعه‌ي اين نيروها در اطراف هر موجودي، هاله نوراني، لايه‌ي ايمن، ميدان مغناطيسي، او راو اتمسفر يا رنگين كمان انساني را تشكيل مي‌دهد كه نشانگر درجه سلامت، صداقت، تعادل و عشق و عرفان است. صلابت و استحكام اين لايه‌ي ايمن وابسته به مراكز درون است كه با مديتيشن و تغذيه‌ي معنوي، حفاظ ايمن و سدنفوذ ناپذيري از نور، در مقابل عناصر مخرب و منفي مي‌سازد.
كاملترين مديتيشن ومراقبه، چهار بعد وجودي انسان يعني جسم، كلام ، اخلاق و روح رادر بر مي‌گيرد. در مديتيشن نماز اتمسفر حفاظتي جسم، با عمل وضو و غسل يا تيمم از طريق آب و خاك و با كمك دستها به تعادل و نظم در مي‌آيد. كه توما امواج بيروني را با مركز توليد آن در درون از فرق سر يعني چاكران تاج كه دروازه‌ي تجربيات روحانيست تا دو قسمت پاكه دو ستون تعادل و توزان جسم است هماهنگ و فعال مي‌كند و چاكران را از انرژيها منفي و راكد تخليه و تطهير مي‌سازد.
خدا نور آسمانها و زمين است و وضو نور است و ايمان علم نور است و صدق و راستي گوهر نور است و عرش عالم نور و جايگاه خداست. با مديتيشن نوري مي‌شويم كه در بيكران نور الهي وارد مي‌شود. وضو با نيت قربه الي الله (نزديكي مطلق به نور و انرژي) يعني با دو دست خيس از نور و قداست فرمان خدا را بر جسم، كه معبد روح الهي ماست به لطف فرود آوريم ناپاكيها را بزداييم و در ملاقاتي همسو با رب اعلي، با باران اشك، از درون هم مطهر و منور شويم.
عاشقان بر درت از اشك چون باران كارند
خوش بهر قطره دو صد گوهر جان بردارند
صد هزارند وليكن همه يك نور شوند
شمعها يك صفتند ار بعدد بسيارند1
مراقبه با دعا:
آن ارتباط خالصانه، دردمندانه، عاشقانه كه نياز و استمداد، هراس و امنيت، محبت وسپاس را به بارگاه پروردگار اعلام مي‌دارد، دعاست.
دعا مديتيشن و مراقبه اي بسيار قدرتمند است، پيامبر اسلام (ص) مي‌فرمايد: دعا چون سپاه مجهز جنگي بلاهاي حتمي را در حال و آينده دفع مي‌كند و چون وسيله و سلاحي مناسب هميشه همراه دعا كننده، او را تا رسيدن به خواسته‌اش كمك مي‌كند و چون كليدي معجزه‌گر تمام قفلهاي موانع را مي‌گشايد. دعا مقدس و با بركت است. زيرا هم در دهان دعا كننده جاري است و هم بالاي سر دعا كننده آمين مي گويد و بشارت مي‌دهد كه هر چيزي را كه در حق ديگري مي‌خواهي خودت نيز در آن سهيم هستي.
دعا كليد رحمت است. چون خدا براي بنده‌اي خير خواهد قلب او را به دعا متمايل كند دعا آسان كننده سختيهاست. هر كه خدا را نخواهد هر آنچه خير و خوبيست از خود منع كرده است. دعا باران رحمت است بر كوير وجود دعا كننده، دعا گشاينده درهاي آسمان است.
دعا به همان مقدار كه براي فرد پاك، عاشق، تلاشگر و نيازمند و حق‌جو موثر است، هرگز براي شخص ناپرهيزكار، سهل‌انگار، نادان، شرور و تنبل كار ساز نيست.
دعا مغز عبادت است. دعاي همراه با گريه شفابخش است.
نيمي از اعمال خير دعاست و نيم ديگر عبادات، انتظار در استجابت دعا عبادت است. در نزد خدا دعا مبارك وگرامي‌ترين چيز است، چه مستجاب شود يانشود. دعا ايمن شدن از بلاهاي معلوم و نامعلوم است. دعا درخواست نيكيهاي دانسته و ندانسته است. با دعا مي‌توان سرنوشت رارقم زد، تقدير را بر گرداند و قضا را دفع كرد. ناتوانترين مردم كسي است كه از دعا ناتوان است. خداونددستان دعا كننده را خالي بر نمي‌گرداند. نيمه شب درهاي آسمان را بگشايند و يكي نداكند آيا كسي هست دعاكند تا مستجاب شود؟ آيا كسي هست كه چيزي بخواهد تا به او داده شود؟ آيا غمزده‌اي هست تا غمش تخفيف يابد؟ در اين هنگام خداوند حاجات را بر مي آورد.1

مراقبه با تسبيح:

تسبيح ذكر آفريدگار است،ذكر اوكه حاضر است و شاهد، مي‌بيند، مي‌شنود و حضور دارد. تسبيح راز و رمز ياد اوست كه او را بخواني و به ياد او باشي.
تسبيح هر دانه‌اش پله‌اي است كه به او نزديك شوي از گناهان فاصله بگيري و به حق شوي تسبيح هر دانه‌اش صعودي است به ملكوت و عرش، ازدنيا و تجملات مادي دور شدن و به خدا رسيدن، تسبيح رمز تقرب و وصال حق است. وقتي لحظات خالي و بي‌معناي زندگي‌ات را به ذكر ربّ پر ميكني، به عمر و بودنت ارزش بخشيده‌اي.
با فكر تعمق كنيد با كلام ذكر بگوييد و با نگاه عبرت بگيريد. عيسي مسيح(ع)
ذكر، درختي است كه در بهشت مي كاري و باغي است كه در جنت به يادگار بنا مي‌نهي . تسبيح هر دانه‌اش كليد وصال و نزديكي به اوست. هر سبحان الله تنزيه رب است، از شرك و دوگانه پرستي . الحمد الله، سپاس توست از نعمات حضرت حق.
ذكر، وجود را ملكوتي و خدايي مي‌كند و معطر به اسما الهي. ذكر، تسبيح بنده‌اي است كه در عين فقر و ذلت خدايي را مي‌جويد كه عين كمال است.
تسبيح رمز وصال به ملكوت و عرش است، رمز رسيدن به بهشتي كه در پي آن هستي، كه عين بي‌نيازي و خوشبختي ابدي است.
تسبيح هر دانه‌اش ياد پروردگاري است كه تو را آفريده، كه هدف از آفرينش وصال به محبوب است.
تسبيح ستايش حضرت حق است كه ستايش فقط شايسته اوست.
تسبيح جلا دادن دل و پاك كردن آن از گناهان و سياهي‌هاست، كه آينه دل را جلا دهي تا انعكاس نور حق در آن، وجودرا روشن و نوراني كند و اين انعكاس بر همه اعضا تلالو يابد.
تسبيح هر ذكرش قدمي است كه ما را به او نزديك‌تر مي‌كند تا به او برسيم، در خداوند ذوب شويم، خدايي و الهي شويم و خداگونه زندگي كنيم.
تسبيح را با يكي از اسما الهي كه مناسب با نياز روحي، گشايش گرفتاري، شفاي جسم و جان، تعالي و كمال و ... باشد انتخاب كن و باتكرار خالصانه و پيگير آن مراقبه كن آنگاه نتايج شگفت آن را ببين مثل ( ياشافي) براي شفاي جسم و جان (ياصبور) براي اضطراب و بي‌قراري(يا فتاح) براي گشايش و رفع گرفتاري و ... ذكردرماني : يكي از روشهاي درمان از زمانهاي دور بوده است.
اقسام نمازبر حسب آثار
از بررسي آيات و روايات مربوط به نماز چنين بدست مي‌آيد كه نمازها از حيث اثرگذاري بر پنج گونه‌اند، البته اين تقسيمات بر اساس كيفيت نمازها و اقسام نمازگزاران است.
1 ـ نماز ناب: نمازي است كه بالاترين درجه از عشق و معرفت و بيشترين خشوع و حضور خوانده شود، نمازي كه در آن خاطر نمازگزار لحظه‌اي غافل از خدا و معطوف به دنيا نشودو نماز كننده به گونه‌اي در آن غرق شود كه اگر تير از پايش درآورند، متوجه نشود. نماز ناب، مخصوص انبياء و اوصياست و مقام والايشان مرهون همين نماز آنان است.
2ـ نماز پر آثار: نمازي است كه آگاهانه و عاشقانه بگزارند. نمازي ناب و پر از حضور، توسط انسانهاي خالص و ناب. اين گونه نمازها در انسان سازي و جامعه سازي نظير ندارند و مخصوص عارفان و بندگان صالح خدا هستند و افسوس كه عارفان در جامعه بسيار اندكند.
3ـ نماز موثّر: چنانچه آفات نماز؛ يعني «جهل» ، «ضعف»، «سهو»، و «ريا» را به «آگاهي» ، «ايمان» ، «توجه» و «اخلاص» بدل سازيم، نمازمان، نماز موثرتري خواهد بود. آنان كه نمار موثر و سازنده به جاي مي‌آورند، بسيار كمتر از كساني هستند كه نماز كم اثر مي‌خوانند. اين نماز، نماز مؤمناني است كه اهل علم و معرفت اند.
4 ـ نماز كم اثر: نمازي است كه غالباً از اول وقت خود به تأخير مي‌افتد و چنانچه در اول وقت خوانده شود، باز هم با توجه كامل و حضور دل خوانده نمي‌شود. اين همان نماز ساهي و غافل است؛ همان نمازي كه در خور «وبل» مي‌باشد.
فَوَثلٌ لِلْمُصَلِّينَ الذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ1
واي بر نمازگزاران؛ همان نمازگزاراني كه از نماز خود فراموش مي كنند. ( و فراموشكار نماز خود هستند) با توجه به آنچه گفته شد، بعضي از آفات نماز، «ضعف ايمان» و «فراموشي» است. بكوشيم كه «ضعف» را به «قوت» و «سهو» را به «توجه» بدل سازيم. ساهي صلات نباشيم ومسحق ويل نگرديم، نمازپر اثر بگزاريم و از آن بهره‌برداريم.
5 ـ نماز بي‌اثر: نمازي است، كه نماز گزارنده، آن را نه از روي اعتقاد و بعنوان يك تكليف بلكه براي چشم و گوش ديگران و بعنوان يك فريب مي‌خواند و چون نمازش خالي از انگيزه‌ي خدايي و به دور از آگاهي و احساس تعهّد و مسئوليت، گاهي نماز مي‌خواند و گاهي نماز نمي‌خواند.
وقتي كه در حضور مردم است نماز مي‌خواند و هنگامي كه در خلوت است، نمي‌خواند. حال آنكه، نماز، حضور در محضر مردم نيست بلكه حضور در محضر پروردگار مردم است و او هميشه و هر جا حاضر و ناظر است.
چنين نمازي، نه تنها بي‌ثمر و فاقد آثار نيك مي‌باشد بلكه زيانبار است. از آنجا كه؛ همانند خوراك فاسد است، زيان فردي دارد و چون براي فريب است، زيان جمعي دارد. از اين رو نه تنها نزد خدا فاقد ارزش است بلكه از گناهان است. آيا نبايد نماز گناه آلود و بي‌ارزش و بي‌اثر را غير معتبر بشمارند و مهر باطل شد بر آن بزنند؟ آيا اين گونه نمازگزاران در خور «ويل» نمي‌باشند؟
( فَوَ يْلٌ لِلْمُصَلِّينَ... الّذينَ هُمْ يُرائُونَ)1
واي بر نمازگزاران... همان نمازگزاراني كه در نماز خود ريا مي‌ورزند.
بزگترين آفات نماز «جهل» و «ريا» است و بهترين عوامل بهبود نماز و هر كارديگر «آگاهي» و «اخلاص» است. رياكردن براي دنياست و همچنان كه وضو براي نماز، واجب است، ترك رياو دست شستن از دنيا نيز كه يك وضوي باطني است، براي نماز و روي آوري به خدا ضرورت دارد. اين وضويي است كه تا قيامت مي‌توان با آن نماز گزارد.نماز رابا ريا از اثر نيندازيم. ترك ريا كنيم و نمازي اثربخش بگزاريم.
چند خواهي در يك قبله با دور كردن نماز؟!
بهــر روي خلـــق تــا كي آرزو كردن نماز
چند در يك قبله خواهي با درو كردن نماز؟!
پيش اين نــاسفتــه رويان آبروي خود مريز
تــا تــوانــي پيش حقّ با آبــرو كردن نماز
تــانشـــويي دست ازدنيـا، مياور رو به حق
نيست جــايـز درشريعت بي‌وضو كردن نماز
نيست‌حاجت‌باوضو دست از علايق شسته را
تــاقيــامت مي‌تـواني با اين وضو كردن نماز
از عبادت نيست صائب!چشم عارف بر بهشت
كــار مــردان نيست بهر رنگ و بو كردن نماز1

نماز، نيازي حقيقي و ضروري

نماز، يك نياز حقيقي و ضروري انسان است و به ميزان ضرورتي كه براي فرد و اجتماع ارد، داراي فوايد و آثار نيكوي فردي وجمعي است، و به همان نسبت كه وجود آن مشأ بركات و خيرات است، فقدان آن زيانبار است.
در آيات قرآني و روايات اسلامي، هم بسياري از فوايد و آثار نيكوي آن مذكور است و هم زيانهاي فردي و جمعي ناشي از ترك آن آمده است. اما اين نكته در خور تحقيق است كه آيا آثار نيكو بر همه‌ي نمازهايي كه خوانده مي‌شود مترقب است يا فقط نمازهاي مقبول داراي چنان آثاري است.
قدرمسلم در آيات و روايات، نفس نماز، مورد نظر بوده است؛ يعني نمازي كه مطلوب دين باشد اما اگر نمازي كه مطلوب اسلام است، داراي حداكثر آن آثار است، بايد همه نمازهاي حقيقي كه براي خدا خوانده مي‌شود و از نظر كيفي درسطوح پايين‌تري هستند، به تناسب كيفيت خود داراي آن فوايد و آثار نيكو باشند بجز نمازهاي ساختگي و ريايي كه هيچ گونه عقيده و انگيزه‌ي خدايي در آنها نيست و ما در تقسيم نمازها آن را نماز بي‌اثر ناميده‌ايم.
بنابراين حداقل، اهل تحقيق نبايد نماز ميليونها نمازگزاري را كه هر روز پنج بار نماز مي‌خوانند و به نتايج خوب نماز خوداميد دارند و ميلياردها ركوع و سجود مسلمين در برابر آفريدگار توانا را بي‌فايده و عبث بشمارند. اين گونه نمازها رانبايد به صرف آنكه براي ما رفاه و صنعت نياورده است، يكسره محكوم كنند و جوانان را در كنار نهادن چنين نمازي مأذون و مجاز بدانند. چرا كه مردم را از گزاردن همين نمازهاي متوسط و كم اثر مأيوس و دايره‌ي نمازگزاران را محدود مي‌سازند، اگر مردم همين نمازها را هم نخوانند آن وقت چه خواهد شد، خطر اين است كه نماز، اين عامل مهم تربيت به بهانه‌ي آنكه چون بنحو موثر گزارده نمي‌شود و نتايجش كم رنگ است، ازدست مردم گرفته شود. مگر تاثير همين نمازها را در بهسازي و سالم سازي نسبي اجتماع نمي‌بينيد؟! بيهوده معرفي كنند و البته در كنار آن فرهنگ نماز و نماز بافرهنگ را رواج دهند و تبليغ عشق كنند.
شرط بهره‌ور شدن از نماز
تقسيم فوق نشان مي‌دهد كه ميزان ثمر دهي نماز در همه‌ي ابعاد به نمازگزار و شناخت او از نماز و بكارگيري آن بستگي دارد. هر قدر نماز را بهتر بشناسيم، كارآيي آن را بيشتر بدانيم، به استفاده‌ي صحيح از آن بهتر و بيشتر آشنا باشيم و آنرا در سطح بالاتر و با كيفيت بهتري اقامه كنيم، ميزان ثمربخشي نماز و بهره‌برداري ما از آن زيادتر و گسترده‌تر خواهد شد و ما را در سطح بالاتري از تكامل قرار خواهد داد؛ بعنوان مثال، نماز يك بالابراست، يك وسيله‌ي عروج است، يك معراج است. يك سفينه‌ي پرواز است اما ميزان اوج‌گيري و كمال پويي ما به ميزان شناخت ما از آن و مهارتي كه در استفاده‌ي آن داريم، بستگي دارد.

قران كريم فرمود:

يا معْشَرَ الجّن وَ الأِنْسِ إنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أقْطارِ السَّمواتِ و الأَرضِ فَانْفُذوا لا تَنْفُذُونَ إلا بِسُلْطانٍ...1
اي جنّ و انس! اگر مي‌توانيد از طرف آسمانها و زمين بگريز بيرون رويد، چنين كنيد اما بدانيد كه جز به وسيله‌ي قدرت علمي، موفق به انجام چنين كاري نمي‌شويد.
بهره‌وري از نماز در مسائل بهداشتي، تربيتي، اعتقادي، فكري، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، مديريت، كار، دانش، فنّ، هنر و خلاصه در كليّه‌ي شئون زندگي نيز به همين شروط مشروط است بايد نماز را از حيث آغاز، پايان، طي مراحل، اجزاي ظاهري و باطني، راز و رمزها، اهميّت و فضيلت، اقامه‌ي صحيح، تضييع، حكمت‌ها و اثرها، و خلاصه در تمامي ابعاد بشناسيم، رموز استفاده از آن رادر خودمان پيدا كنيم و بياموزيم، و آنگاه از آن بهره گيريم.
از هيچ به سوي همه چيز
بردر ميكده با آه و فغان آمده‌ام ازدغلبــازي صــوفي به امــان آمده‌ام
شيخ‌راگوكه‌درمدرسه‌بربندكه‌من زين همه قال و مقالِ تو به جان آمده‌ام
گرهي‌بازنگرددمگرازغمزه‌ي يار بــردرش با تن شــوريده روان آمده‌ام
همه‌جاخانه‌ي ياراست‌كه‌يارم‌همه‌جاست پس زبتخانه سوي كعبه چه سان آمده‌ام
رازبگشاوگره‌باز و معماحل كن كه از اين باديه بي‌تـاب و تــوان آمده‌ام
تاكه‌ازهيچ‌كنم‌كوچ‌به‌سوي‌همه‌چيز بوالهوس در طمــع گنــج نهـان آمده‌ام2

آثار بهداشتي و درماني نماز:

بهداشت عمومي بدن:
ميدانيم كه صحّت نماز مشروط به پاك نگه داشتن بدن، لباس، جاي نمازو پرهيز از نجاستها كه موجب زودودن ميكروبها و آلودگي‌ها از محيط زندگي و حفظ بهداشت جسماني است.
غسل، كه شستشوي بدن تطهير جسماني نيست بلكه بعنوان يك تكليف مذهبي و براي نزديكي به خدا صورت مي‌گيرد.
آماده شدن براي نماز، با وضو آغاز مي شود اما قبل از وضو، پاك كردن اعضاء و حذف موانع لازم است. به اين ترتيب اعمال وضو بر اندامها عاري از آلودگي انجام خواهد شد. وضو، سمبل طهارت عمومي بدن و موجد نشاط و سلامت است و مانندغسل، داراي آثار روحي و معنوي است و در پيشگيري و درمان بيماريهاي جسمي و روان تني اثردارد.
خداي تعالي در قرآن مي فرمايد.
ثُمَّ اوْحينا اليكَ أنِ اتَّبِع ملّه ابراهيم حنيفا1
از آيين حنيف ( دين حضرت ابراهيم(ع))پيروي كنيد.
سنت‌هاي حنيفه، ده چيز است كه نمازگزاران مسلمان به پيروي از پيامبر خويش آنها را مراعات مي‌كنند. پنج سنت آن مربوط به سر و پنج سنت ديگر به تن مربوط است.
پنج سنّت مربوط به سر: مضمضه، استنشاق، مسواك زدن، كوتاه كردن شارب (آبخور يا سبيل) بازكردن فرق است. براي كسيكه موي سرش بلند و انبوه است و و پنج ديگر كه مربوط به تن است: استنجا، ختنه، كوتاه كردن ناخن و تراشيدن موي زهار و زير بغل است.1 و تاثيري كه اين امور در بهداشت عمومي بدن دارد، بر همگان آشكار و روشن است.
پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند: با آبي كه توسط نور خورشيد گرم شده است وضو و غسل نكنيد و خمير نگيريد كه بيماري پيسي را ارث مي‌گذارد.2
بهداشت دهان و دندان:
پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند:
الطَّهُورُ شَطْرُ الأيمانِ3
پاكي يك نيمه از ايمان است؛ يعني نيمي از نماز است.
و فرموده‌اند
اَلسَّوَاكُ شَطْرُ الْوُضُوء4
مسواك زدن نيمي از وضو است.
آن‌حضرت هيچ گاه وضويي را بدون مسواك نگرفتند و هيچ نمازي را بدون مسواك نخواندند.
و نيز از آن حضرت روايت شده است كه :
لِكُلِّ شَي طَهُورٌ و طَهورُ الْفَم السّواكُ5
براي هر چيزي پاك كننده‌اي است و دهان بامسواك زدن پاك و پاكيزه مي‌شود
رسول خدا (ص) فرمودند:
بسيار مضمضه و استنشاق ، موجب آمرزش و دوركننده‌ي شيطان است.
مطالعاتي كه در مورد اثر استنشاق به هنگام وضو گرفتن بر روي دويست نفر، صورت گرفته است؛ نشان مي‌دهد كه اين عمل مستحبّي تا چه اندازه در كاهش تراكم باكتريايي و كاستن پيامدهاي نامطلوب آن موثر است.
امام صادق عليه السلام فرمودند:
مسواك زدن، پاك كننده‌ي دهان، جلا دهنده‌ي چشم، خشنود كننده‌ي رحمان، سفيد كننده‌ي دندانها، از بين برنده‌ي خوره و حاضر دندان، محكم كننده‌ي لثه، اشتهاآور، زداينده‌ي بلغم، زياد كننده‌ي حافظه، مضاعف كننده‌ي حسنات و شادمان كننده‌ي فرشته‌ها است.1
سلامت تغذيه
نمازگزار مسلمان، حقّ ندارد از نوشيدني‌ها و غذاي حرام استفاده كند. خوردن و نوشيدن غذاها و نوشيدني‌هاي كه نجس شده باشند، حرام است. از خوراكي‌ها و نوشيدني‌هاي؛ مانند گوشت خوك و مشروبات الكلي كه داتاً حرام است بپرهيزيد. هنگاميكه بعضي از مسلمانان صدر اسلام شراب نوشيده به نماز ايستاده بودنددر نماز به جاي (اِيَّاكَ نَعْبُدُ)، (اِيّاكَ اَعْبُدُ) گفتند. قرآن به آنان دستور داد كه :
لا تَقْرَبُو الصّلوه و أنتُمْ شكارَي حَتّي تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ.2
هنگام مستي به نماز نزديك نشويد تا بفهميد كه چه مي‌گويندو چه مي‌خوانند.
البته اين حكم اوليه‌ي تحريم شراب بوده است.
نمازگزار بايد از خوردن لقمه‌ي حرام نيز بپرهيزد، لقمه‌ي حرام آثار نامطلوب روحي و اجتماعي بر جاي مي‌گذارد. استفاده از خوراك مباح نيز اگر به صورت پر خوري باشد، ديده‌ي دل را كور مي‌سازد و مانع از ديدن حقّ و مصلحت مي‌گردد تا چه رسد به لقمه‌اي كه از حرام فراهم گردد.
نه چندان بخور كه از دهانت برآيد نه چندان كه از ضعف جانت برآيد1
در منابع اهل سنت آورده‌اند كه رسول خدا (ص) فرمودند:
خَضِّفُوا بُطُونَكُمْ و ظُهُورَكُمْ لِقيامِ الصَّلواهِ2
براي ايستادن به نماز شكمها و پشت‌هاي خود را سبك كنيد و از پرخوري بپرهيزيد. آنكه شهبازه و معتاد به پرخوري است، پندارد كه او را براي شكم آفريده‌اند و از حكمت آفرينش خود كه همان پرسنش پروردگار و پويش به سمت كمال، بي‌خبر است.
درپند نامه‌س شيخ عطار است كه:
خواب كم كن روز، اول اي پسر نفس را خوردن مياموز اي پسر
برسر سيـري مخور هرگز طعـام تـا نميـرد دربرت دل اي غلام!
علّت مــردم زپــرخـــوري بود خـوردن پـر، تخـم بيماري بود
نماز و نيايش شفابخش امراض صعب العلاج
آقاي «كارِل» فيزيولوژيست معروف فرانسوي درباره‌ي اثار جسماني و درماني مطلق نيايش مي‌نويسد.
طبيب هنگامي كه مي‌بيند بيمار دست به دامان دعا و توسل به خدا شده است، مي‌تواند خرسند باشد. چه آرامشي كه نيايش به ارمغان آورده است، كمك شاياني درمداواي وي به شمار مي‌آيد،زيرا نيايش در همان حال كه آرامش را پديد آورده است، به طور كامل و صحيحي درفعاليت‌هاي مغزي انسان يك نوع شكفتگي و انبساط باطني و گاه قهرماني و دلاوري را تحريك مي‌كند.
سازمان طبّي«لورد» كه واقعيت اين گونه شفاها را به اثبات رسانده است خدمت بزرگي به علم كرده است. بيماراني بوده‌اندكه تقريباً به طور دائمي ازدرهاي خوره، سرطان، عفونت كليه، زخمهاي مزمن، سل ريوي و استخواني شفا يافته‌اند. اين معجزه با چنان سرعتي سلامت را به بيمار بازمي‌گرداند كه هرگز حتّي امروزه جراحان و فيزيولوژيستهاي درطول تجربياتشان نظير آن را مشاهده نكرده‌اند. براي اينكه اين پديده‌ها بروز كند حتماً نبايد خود بيمار نيايش كند. اطفال كوچك كه هنوز قدرت حرف زدن را نداشته‌اند و همچنين مردم بي اعتقاد نيز در «لورد» شفا يافته‌اند ليكن در كنار آنان كسي نيايش كرده است نيايش كه به خاطر ديگري اجرا شود همواره اثربخش‌تر است. و اجابت دعا بستگي به شدّت و حالت (كيفيّت) آن دارد.
دكتر ادوين فردريك مايرز، استاد بيمار بهاي اعصاب در ايالات متحده‌ي آمريكا مي‌گويد: امروز بشر امكان پيدا كرده است كه بسيار از بيماريهاي كشنده و خطرناك را به طرز شگف‌آوري درظرف مدت بسيار كوتاهي معالجه كند ولي صرف نظر از اين معجزات درماني كه امروز بشر به آن دست يافته است، طريقه‌ي اعجاز آميز ديگري نيز هست كه بسياري از بيماريهاي مهم و خطرناك را، مانند: فلج و غيره كه نه علتي براي آن مي‌توان يافت و نه از نظر پزشكي مي‌توان به وسيله‌ي جرّاحي و اسكلژي و احتزازي كاري كرد درمان مي‌كنند.
هزاران حالت و بيماريهاي سخت داريم كه مشهورترين پزشكان ما هم نتوانسته‌اندكوچكترين اميدي به درمان آن پيدا كنند اما همين بيماران با اين همه نااميدي كه در شفاي آنان بوده است، ضمن يكي ازمعجزات شگفت‌انگيز نماز و دعا، بيماريشان بطور كامل شفا يافته و عقل خود را بازيافته‌اند.1
آثار روحي و رواني نماز:
رابطه‌ي انرژي رواني با انرژي جهان
روان پزشكاني چون «فرويد» اعتقادات ديني را يك اختلال نوروتيك تلقي كرده‌اند و دين باوري را تنها در سلامت رواني موثر ندانسته‌اند بلكه بر عكس، آن را براي بهداشت رواني مخاطره‌آميز دانسته‌اند.اساس نظريه‌ي «سايكوآناليز»كه تحت تاثير علوم علّي و عيني فيزيك و فيزيولوژي قرن نوزدهم اروپا قراردارد بر فرضيه‌ي صرفه‌جويي انرژي استوار است. بنابراين انرژي رواني، از انرژي جسماني به وجود مي آيد و عكس آن نيز صادق است. درسيستم ماترياليستيك فرويدين، روان و انرژي رواني همان كنش‌هاي غريزي است فرهنگ و اعتقادات نيز در همين چهار چوب معنا مي شوند.
اهميتي كه «يونگ» يكي از همكاران «فرويد» براي گذشته‌ي نژادي و تاريخي شخصيت فرد قائل بود، باعث شد كه بيش از هر روانشناسي ديگر به مطالعه‌ي اسطوره‌ها، مذاهب، سمبول‌ها ، آداب ورسوم و عقايد انسان‌ها بپردازد.
ازنظر «يونگ» رسيدن به خويشتن (self): يعني نايل شدن به وحدت كامل شخصيت هدف زندگي است؛ هدفي كه مردم دائماً براي رسيدن به آن مي‌كوشند.ولي كمتر به آن دست مي‌يابند. رسيدن به خويشتن، يكي از مهمترين انگيزه‌هاي رفتار بشري و سبب جستجوي اوبراي رسيدن به وحدت و تماميّت و تكميل شدن شخصيت، بخصوص از راه‌ها و شيوه‌هاي مذهبي است. تجربه‌هاي مذهبي نزديك‌ترين تجربه‌ها به مفهوم «به خويشتن رسيدن» است.1
بهداشت رواني در اسلام:
دين اسلام، دستورهاي منظم و دقيق براي سعادت دنيا و آخرت دارد . و از عمده‌ترين وظايفي كه براي پيروان خود معين كرده است، مداومت بر ياد خداي سبحان است. در نظراسلام، والاترين و بلندترين مقام انسان زماني پديد مي‌آيد كه انسان ياد خدا كند و روحش متوجة اوگردد. نور خدايي در دلش پديدار شود وروح و روانش به آرامش و راحت برسد.
نماز در بين احكام اسلامي داراي رفيع‌ترين، جايگاهاست و از آنجا كه سرود آزادي و آزادگي است، نمازگزار حقيقي را از نگرانيها و اضطرابهاي ناشي ازاسارتهاي دشمنان دروني و بيروني آزاد مي‌سازد و چون ارتباط صميمانه‌اي ميان آفريده‌ي ضعيف و آفريدگار تواناست، راحت رسان قلوب خسته و آرام بخش دلهاي ناتوان و مضطرب است.
خداوند متعال مي‌فرمايد:
اَلّذين امنَوا و تطمئِنُّ قلوبُهُمْ بذكر الله الا بذكر الله تَطْمئِنُّ القُلوبُ1
آنان كساني هستند كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ياد خدا مطمئن و آرام است. آگاه باشيد دلها با ياد خدا آرامش و ثبات مي‌يابد.
و از امام علي (ع) است كه:
ذِكْرُ الله جلاء الصُدُور . طمأنينه القلوب2
ياد خدا روشنايي سينه‌ها و آرامش دلهاست.
عامل ديگر ترس و وحشت از مرگ است، كه هميشه روح انسانها را آزار داده است و مي‌دهد و از آنجا كه امكان مرگ فقط در سنين بالا نيست بلكه در سنين ديگر بويژه به هنگام بيماري، جنگها و ناامني‌ها بوجود مي‌آيد اين نگراني مي‌تواند عمومي باشد. مرگ را نبايد به معني فنا و نيستي و پايان همه چيز بدانيم خداوند در آيه‌ي كريمه مي‌فرمايد:

إنا لِللّه و إنا إليه راجعون1 همه از خدايم و به سوي او باز ميگرديم.

گاهي ريشه‌ي نگراني‌ها، احساس پوچي و بي‌هدفي است گاهي سوء ظن و توهمات نيز از عوامل نگراني زاست كه گروهي از مردم در طول زندگي خود از آن رنج مي‌برند. در اينجا نيز نماز و توجه بخدا و لطف بي‌پايان او، قرائت قرآن ، پناه بردن به ادعيّه و گناه شمردن بعضي از آنها، اين گونه حالات رنج آور را از ميان برمي‌دارد و آرامش و اطمينان را جايگزين آن مي‌كند.
بهداشت رواني در غرب:
آرامش و امنيت خاطر، كاهش اضطراب در كشورهاي گوناگون بر اساس اعتقادات، انديشه‌ها، آداب و رسوم، سنت‌ها و ايدئولوژيهاي حاكم بر جوامع آنان بدست مي آيد. بر همين اساس در كشورهاي غربي، مكاتب و روش‌هاي مختلفي بوجود آمده است. تا انسان دنياي ماشيني را در كاستن اضطراب، رسيدن به آرامش ياري دهند. اگر انسان متمدن امروزي قرباني قحطي و طاعون نمي‌شود و به قحطي سلامت طبيعي و بيماريهاي خطرناك رواني، و بيماريهاي جسماني ناشي از آنها گرفتار است.
تشويق و اضطراب، بي‌هويتّي و بي هدفي، فريبكاري و ترديد، ناامني فكري و اجتماعي بزرگترين افت دنياي غرب جامعه‌هاي غرب زده است. در كشورهاي غربي كه زادگاه علوم انساني امروزي است، رشته‌هاي تخصصّي ويژه‌اي را براي ياري انسان بنيان نهاده‌اند.
در مكتب‌هاي رواني آنان گاهي تأكيد بر گذشته فرد مي‌شود(مكتب روانكاوي ترديد). گاهي بر زمان حال تاكيد ميشود(مكتب راجرز) زماني اعتقاد بر اين است كه پايه و اساس اضطراب ، تفكرات غير عقلاني و غير منطقي است( مكتب عقلاني و عاطفي آيس): گاهي يادگيري و عادت را در پديده‌ي اضطراب موثر مي‌دانند (مكتب رفتارگرايي داتسون).1
بسياري از روانشناسان غربي، انسان را فقط يك حيوان تكامل يافته مي دانند و به جاي آنكه پس از شناخت پيچيدگي‌هاي روانيش به هستي آفريدگار انسان و جهان و وابستگي انسان به او معتقد شوند و راه حل تمام مشكلات روحي، رواني او را در اين نقطه يعني در ارتباط و عدم ارتباط او با خدا و نحوه‌ي ارتباطش با خدا جستجو كنند، بكلّي منكر وجود خداو ارتباط روح انسان با او مي شوند و نقش اعتقادات ديني را در تسكين آلام روحي و مشكلات رواني‌اش نمي‌بينند، اما ايدئولوژي و راه و روش‌هاي اسلامي در همه‌ي زمينه‌ها بر منطق صحيح و مستدّل و بر فطرت آدمي و نظام آفرينش مبتني شده است و رمزها مبتني برنامه‌ها و رهنمودهاي آن اين است.

نماز در اديان ديگر :

نماز نه تنها در دين مقدس اسلام، ستون دين و نخستين فرضيه و بزرگترين وظيفه شناخته شده، بلكه در اديان ديگر نيز نماز ستون دين و نخستين فريضه، و بزرگترين وظيفه به شمار آمده است.
در قاموس كتاب مقدّس، تأليف مسترهاكس، در معناي واژه نماز نوشته :«نماز معروف است، يكي از واجبات دينيه هر روزه تمام ملل و مذاهب است، چه منفردا و چه جماعتاً...»
سپس بشرح معناي نماز و بيان خصوصيات آن بر مبناي تورات و انجيل پرداخته تا آنكه مي‌نويسد:
«احدي جز منكرين خدا منكر نماز و دعا نيست...» اين فراز از سخن اين نويسنده خيلي عجيب و جالب است. كه لازمه‌اش اين است كه منكرين نماز منكر خدايند. يعني وجوب و لزوم نماز در همه‌ي اديان و در تمام مذاهب بطوري ضروري و مسلم است، و به حدي بديهي است و اصالت دارد كه انكار آن مساوي با انكار خدا است، و منكر آن قهراً كافر است.
در بعضي از آيات و ورايات استفاده مي‌شود كه در آن اديان نماز ستون و عمود دين بوده چنانكه در اسلام نيز ستون و عمود دين است.
قرآن مجيد در مورد حضرت شعيب و قومش كه دعوت او را انكار كرده و هم بر وي خرده ميگرفتند؛ مي‌فرمايد:
«قالوا يا شعيب اصلوتك تامرك ان نترك ما يعبد آبائنا اوان نفعلُ في اموالنا ما نَشاءُ»1
قوم شعيب آيا نمازت تو را بر اين مي‌دارد كه ما را به ترك پرستش آنچه پدران ما مي‌پرستند بخواني، و نگذاري ما بدلخواه خودمان در اموالمان تصرف كنيم.
چنين بر مي‌آيد كه نماز در آئين شعيب مقرر بوده و دلالت دارد بر اينكه نماز عبادتي مهم و وظيفه‌اي بزرگ، و نيز داراي آثار بزرگي شناخته شده است كه يكي از آثارش اينكه نماز گزار در برابر انحراف مردم و كجرويش احساس مسئوليت مي‌كند. و در مقابل جهل و ناداني و خرافات و موهومات، و عادت‌هاي زشت آرام نمي‌نشيند، مردم را به سوي علم و دانش مي‌خواند، و به آنان بينش و آگاهي مي‌دهد. ودر دعوت آنان به حق و صراط مستقيم، وهدايتشان به يك زندگي حقيقي انساني در همه‌ي شئون مي‌كوشد، چه شئون مربوط به دين، و معتقدات و مباني آن، و چه شئون مربوط به زندگي مادي و حتي امور مربوط به چگونگي توليد و مصرف، و طرز برخورداري از مال، در اين گونه موارد، نمازگذار نمي‌تواند بي‌تفاوت باشد.
و نيز خداوند آنجا كه سخنان عيسي (ع) را براي ما حكايت مي‌كند مي‌فرمايد:
«و أوصاني بالصّلوه و الزّكاه مادُمت حيّا»2
و خداوند مرا به نماز و زكاه سفارش فرمود تا زنده هستم.
و به موسي هم خطاب شد كه اقامه نماز كن.
«أقم الصّلوه لذكري»1
نماز را به پاي دار براي ياد من.
و حضرت ذكريا در محراب به نماز ايستاده بود كه فرشتگان از جانب خدا به وي مژده فرزند دادند.
«و نادته الملائكه و هو قائم يصلي في المحراب انّ الله يبشرك بيحيي»2.
و در بيان اسماعيل صادق الوعد مي‌فرمايد:
«و كان يامراهله بالصّوه و الزّكاه»3
و باز در قرآن مجيد آنجا كه پند و اندرزهاي لقمان حكيم را به فرزندش بيان مي‌كند. مي‌فرمايد:
«يا بني أقم الصّلوه و أمر بامعروف و انه عن المنكر»4
اي فرزندم نماز را به پاي دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن.
مرحوم صدوق در كتاب مقنع نقل كرده:
«نماز خواندندر كشتي مانعي ندارند، و حتي در حاليكه بتواني بيرون از كشتي بر زمين نماز بخواني زيرا حضرت نوح در كشتي نماز خواند. د اگر در كشتي نماز بخواني، نشسته نماز كن.»
و با مرحوم صدوق در كتاب هدايه نقل كرده است:
«شخصي ازحضرت صادق عليه السلام سوال كرد، كه مرد در كشتي است، و وقت نمازمي‌رسد، مي‌خواهد از كشتي بيرون آيد و در كنار دريا روي زمين بخواند حضرت فرمود: از نماز نوح رغبت نكند (زيرا نوح در كشتي نماز خواند) و در همان كشتي نماز بخواند، و اگر نتوانست بايستد، نشسته نماز كند»
نيز از روايات استفاده ميشود كه حضرت آدم هم نماز مي‌خوانده حتي به عنوان نماز ظهر، عصر، مغرب و عشاء
بنابراين فريضه‌ي نماز يك فريضه‌ي اساسي است و وظيفه‌ي ريشه دارو عميقي است، و عبادت جامعي است كه در تمام اديان ودر همه ملل و مذاهب فرض و واجب بوده است.
و بلكه ركن اساسي و مهم برنامه‌هاي الهي و آسماني بوده. چنانچه در دين مقدس اسلام هست.
«بناي اسلام و اساس آن بر پنج چيز است. كه نخستين آن و مهمتر از همه نماز است»1
در تمام اديان هيچ عملي كه كاملاً مظهر جامع، و نمونه اتم و اكمل اين معاني باشد مانند نماز نداريم. و اكنون كه موضوع نماز تا اين اندازه مهم است و اين قدر اهتمام به آن شده، و مورد اعتناء و توجه است. و چراما به آن اهتمام نمي‌دهيم؟و به آن اعتنا و توجّه نداريم؟ و آنرا سبك و كوچك مي‌شماريم. و موضوعي سهل و ناچيز انگاشته‌ايم.
پيغمبر اكرم (ص) مي‌فرمايد:
«واي بر كسيكه به نمازش رسيدگي نكند و آنرا محافظت و مراقبت نكرده و ضايع گزارد».
محافظت بر نماز و رسيدگي به آن
نماز بهترين وسيله براي قرب بخدا و جامع‌ترين مظهر عبوديت و بندگي، وكامترين نمونه شكر و سپاسگذاري است. و عبادتي است كه از جهت تربيت و سازندگيش راستي به بينظير است، و به تمام معني موجبات سعادت و خوشبختي انسان را در تمام سئون زندگي فراهم مي‌سازد. و به حيات و زندگي اومعني و حقيقت مي‌بخشد و به آن صلح و صفا و آرامش مي‌دهد. و آدمي را از وقفه و ركود و جمود، به حركت و جنبش و به پيشروي واهي دارد، و از جهل و ناداني. به علم، و از غفلت و ناآگهي به سوي بيداري و آگاهي سوق مي‌دهد.
اينها در صورتي است كه نمازگزار درست بخواند، آداب ظاهري وشرائط معنوي آنرامراقب باشد و به آن محافظت نموده و كاملاً رسيدگي كند.
قرآن مجيد و روايات اسلامي با اهتمام هر چه بيشتر، و تأكيد و مبالغه هر چه زيادتر، ما را به محافظت ‌بر نماز و مراعات ‌حدود آن ‌و رسيدگي به آداب و شرايط آن توصيه و سفارش كرده است.

خداوند متعال مي فرمايد:

«حافظوا علي الصّلوات و الصّلوه الوسطي و قوموالله قانتين»1
رسيدگي‌كنيدبه‌نمازهايتان‌ومخصوصاً به نماز ميانه و به پاخيزيد براي خدا به اطاعت و بندگي.
در بسياري از روايات صلوه وسطي، به نماز ظهر معني شده است.2
حضرت صادق (ع) اينگونه نقل كرده‌اند:
«اقبال الرّجل علي صلواته و محافظته علي وقتها حتّي لا يلهبه عنها و لا يشغله شيء»3
توجه و روي آوردن به نماز ومحافظت و مراقبت كامل بر وقت آن بطوريكه هيچ چيز او را از آن مشغول نكند و بازندارد.
و خداوند متعال در مدح و ستايش مؤمنان و بيان اوصافشان فرموده:
«و آنان كه بر نمازشان محافظت كامل دارند»4.
رسول اكرم (ص) فرمودند:
«پيوسته شيطان از آدم مؤمن مي‌ترسد و دروحشت است، تا آنگاه كه بر نمازهاي پنجگانه محافظت داشته باشد و اوقات آن راكاملاً مراعات كند.

و هنگاميكه نماز را به چيزي نشمرد و به آن رسيدگي نكرد، شيطان بر او جرأت پيدا مي‌كند و بالاخره او را آلوده به گناهان بزرگ مي‌نمايد».1

و اينكه چراشيطان از مؤمني كه پايبند به نماز و محافظ و مراقب آن باشد نوميد است از او مي‌ترسد و وحشت دارد، و برعكس اگر مراقبت و محافظت بر نماز نداشت، به او اميدوار شده و جرأت پيدا كرده و بالاخره او را آلوده مي‌كند. و اين سنگر و پناهگاه خللي يافت، روزنه وشكافي پيدا كرد، معلوم است كه ديگر انسان در آن تأمين نخواهد داشت و از هيچ آسيب و گزند محفوظ نبوده، و از تسلط شيطان و اغواء او و وسوسه‌هايش مصون نخواهد ماند.
و باز رسول اكرم (ص) فرمود:
«نماز را ضايع نكنيد و درباره آن سهل انگار نباشيد، زيرا هر كه نماز راضايع كند، و آنرا سهل وناچيز بشمارد، با قارون و هامان محشور خواهد شد، و سزاوار است كه خدا او را بامنافقان به دوزخ ببرد. پس واي بر كسيكه بر نماز و سنّت پيغمبر (ص) محافظت نداشته باشد.»2
قارون فريضه‌ مال دنياو پول بوده، و هامان فريضه جاه و مقام، و در اثر غرور حاصل از پول و مال، نخوت جاه و مقام، از پذيرفتن فرمان خدا و بندگي او استنكاف داشتند و به آن اعتنا نمي‌كردند.
اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره ( محافظت بر نماز) سخن جالبي دارد آنجا كه مي‌فرمايند:
«نماز رامراعات كنيد، و بر آن محافظت داشته و به آن رسيدگي نمائيد و بسيار نماز بخوانيد، و به وسيله آن به خدا تقرب جوئيد»1.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«علي بن ابي طالب عليه السلام مردي را ديد ك سجده راتمام و و درست و با اطميناني كه شرط است به جا نمي‌آورد. از او پرسيد، از چه موقع تو اينطور نماز مي‌خواني؟ گفت: ازدير زماني است. حضرت به او فرمود: مثل تو نزد خدا، مثل كلاغي است كه نوك به زمين ميزند، و اگر به اين حال بميري، خواهي مرد نه بر ملت ابوالقاسم محمد(ص).
سپس فرمود: دزدترين مردم كسياست كه از نمازش بدزد»2
بسيار جاي تأسف است كه گروهي خيال مي‌كنند، محافظت بر نمازشان دارند وكاملاً آنرامراقبت مي‌نمايند. وليكن چگونه محافظت؟ و چه مراقبتي؟ نماز رابه يك شكل و به صورتي مضحك درآورده‌اند. و با يك هيولاي مستحجن و نازيبائي آنرا نشان مي‌دهند.
در بعضي افعال نماز آن قدر خودشان را كج و كوله مي‌كنند. از وضع طبيعي بيرون مي‌روند، براي گفتن پاره‌اي اذكار، سرشان را به طرز خاصي تكان مي‌دهند. لب‌هايشان را خيلي بيش از اندازه‌ي معمولي پائين و بالا ميبرند. يك حركات مسخره مي‌كنند كه بطور كلي شكوه و زيبايي نماز را از بين مي‌برند.
وگاهي اشخاصي ازدور و نزديك ناظر حركات ديوانه‌وار آنها هستند و به آنها مي‌خندند، و آنها خود هيچ متوجه نيستند كه چه مي‌كنند؟
وچه بسا اين حركات و افعال و اين اطوار خارج از نزاكتشان به مرض وسواس خانمان سوز كشيده مي‌شود.
و عمري خود و گروهي ديگر را به چه زحمتها و رنجها مبتلا مي كند.
نماز در اسارت
نماز زيرپتو:1
پس ازانتقال به پشت خط مقدم عراقي‌ها و يك هفته حبس درزندان‌هاي بصره نماز را با دست و پا و چشم‌هاي بسته خوانديم، آن هم بدون اينكه جهت قبله را بدانيم. مابايد طوري نماز را اقامه مي‌كرديم كه عراقي‌ها متوجه نشوند.
يك هفته بعد، ما را كه حدود پنجاه نفر بوديم، به سازمان امنيت بغداد منتقل كردند و در كه يك پتو كف آنرا مي‌پوشاند، حبس نمودند. اين اتاق يك دريچه‌ داشت كه ازطريق ان، نور خورشيد بر روي ديوار سلول مي‌افتاد. به همين دليل توانستيم جهت صحيح قبله راپيدا كنيم. همان روز يكي از بچه‌ها برخاست تا نماز را به حالت عادي اقامه كند، اما قهقهه سربازان امنيتي بعث كه مست بودند، فرصت اين كار را به هيچ كدام ازما نداد. آنها با انداختن آب دهان از پشت دريچه و دادن فحش و ناسزا، ما را مجبور كردند تا نماز را به صورت نشسته اقامه كنيم. آن روز، روز جمعه اول فروردين 1365 بود و ما به خيال اين كه سال، در ساعت يك بعد ازظهر تحويل مي‌شود، به يكديگر تبريك گفتيم و از خداوند، آزادي بچه‌ها را از بند اسارت طلب كرديم.
چند روز بعد ما را به اردوگاه رمادي 10 منتقل كردند. در آنجا نيز، نماز راتا يك هفته در زير پتو خوانديم.
واجب يا مستحب1
عراقي‌ها تصميم گرفتند ما را به زيارت حرم حضرت علي (ع) و امام حسين(ع) ببرند. اما وقتي نوبت به اردوگاه ما رسيد، كسي حاضر نشد زير پرچم صدام به زيارت برود. مامي‌گفتيم اگر ما را به زيارت مي‌بريد؟ چرا در شب عاشورا (دوماه پيش) باما اين گونه رفتار كرديد؟ عراقي‌ها جواب مي‌دادند آنروز دستور داشتيم شما را بزنيم و امروز دستور رسيده به هر نحو ممكن شما را به زيارت ببريم، اما كسي به حرف بعثي‌ها گوش نداد همه متحدالقول شديم، كه زير پرچم صدام به زيارت نرويم.
عراقي‌ها قبل از ما، يك گروه ازاسراي داخل اردوگاه را به زيارت برده بودند و به آنها اجازه نداده بودند نماز صبح بخوانند؛ يعني يك ساعت قبل از نماز صبح، آنها را سوار ماشين كرده بودند. اين مسئله خيلي براي ما سخت بود. بااينكه يك عمر انتظار زيارت يك امر واجب (نماز) را كنار بگذاريم و ناچار از اين فرصت چشم پوشي كرديم.
به دنبال آن، خواسته‌هايمان را نيز، در دومورد مطرح ساختيم: 1 ـ اگرمي‌خواهيد ما را به زيارت امام حسين(ع) ببريد، اجازه بدهيد، صبح‌ها زيارت آن حضرت را همگي با هم زمزمه كنيم. 2 ـ اگر مي‌خواهيد ما را به زيارت امام علي (ع) ببريد، به جاي بعضي خرج‌هاي بيهوده كتاب آن حضرت نهج البلاغه را در اختيار ما قرار دهيد.
ضمناً به آنا اعلام نموديم كه شمامي‌خواهيد از ما به عنوان حربه‌اي عليه اسلام و انقلاب استفاده كنيد وبا فيلم برداري و تبليغ در اين زمينه، خود را خوب جلوه بدهيد. به همين دليل اگر به قيمت جانمان هم تمام شود، به زيارت نخواهيم رفت.
با اينكه اسرا مشتاق زيارت حرم ائمه اطهار (ع) بودند، ولي چون يقين داشتند كه نماز صبح ازدستشان مي‌رود، حاضر به قبول اين مسئله نشدند. بخاطرسرپيچي از دستور صدام، يعني نرفتن به زيارت، نگهبانان بيش از يكماه اسرا را مورد ضرب و شتم قرار دادند. انها همچنين دويست نفر ازدوستان ما را عريان نموده و پس ازكتك كاري و شكنجه، به اردوگاهي ديگر منتقل كردند و ما تا مدتي از آنها بي‌خبر بوديم.
نمازعشق1
گلوله به بازوي راست و تركش به ران پاي راستم اصابت كرده و نيمي از بدنم عملاً از كار افتاده بود. طوري كه سنگيني جسم را با نيم ديگر مي‌كشيدم. از زخم‌ها مدام خون مي‌ريخت و بي‌اندازه درد داشتم، از طرفي ديگر مرا در اتاقي حبس كرده بودند كه چهار ديوارش بسته بود.و هيچ روزنه‌اي براي تماس با بيرون نداشت. يك توالت فرنگي و يك دوش حمام درپايين اتاق بود.
اولين چيزي كه به ذهنم رسيد، خواندن نماز بود. آن روز بعد از ظهر دوشنبه از وزارت دفاع به طرف زندان حركت مي‌كرديم به همين دليل خوب مي‌دانستم غروب شده و موقع نماز مغرب و عشاء بود. اما قبله را بلد نبودم . به ذهن خود فشار آوردم و سمتي را كه در وزارت دفاع رو به قبله مي‌ايستاديم شاخص قرار دادم و با برآوردي تقريبي، رو به همان جهت ايستادم. وقتي درباره مشكلاتي چون وضو، مهر و قبله فكر مي‌كردم، به اين نتايج رسيدم كه اولاً هر قطره خون رزمنده باعث پاكي و طهارت اوست، پس با خون خودم وضو مي‌گيرم. ثانياً به حكم اينكه «همه جاخانه‌ي عشق است»روبه قبله از پيش تعيين شده ايستادم و از پشت دست چپم نيز بعنوان مهر استفاده كردم. آن شب، در غربت و تنهايي، با چنان حالتي با خداي خود راز و نياز كردم كه هيچ گاه فراموش نخواهم كرد.
ضحاكان نماز خوار1
يكي از سربازان عراقي تصميم گرفته بود كه اجازه برگزاري نماز جماعت را به ما ندهد. او هر روز صبح بعد از گرفتن آمار، تكرار ميكرد كه مسئول آسايشگاه و امام جماعت به اتاق مخصوص نگهبان (غرفه) بروند ودر آنجا بي‌رحمانه آنها رافلك مي‌كرد و با بدني سياه و تقريباً به حالت اغما به آسايشگاه بر ميگرداند. هر چه به او گفتيم كه ما نماز جماعت نمي‌خوانيم، قبول نمي‌كرد و مي گفت: « ازبيرون اردوگاه شما را مي‌بينم و آن قدر شما را تنبيه مي‌كنم كه دست از نماز جماعت برداريد!»
مامجبور بوديم كه هر روز يك نفر را به عنوان امام جماعت معرفي كنيم. زيرا در غير اين صورت همه مي‌بايست آن روز را در آسايشگاه زنداني مي‌شديم. به همين دليل بچه‌ها ترجيح ميدادند كه به جاي زنداني شدن همه‌ي افراد آسايشگاه يك نفر ايثارگري كند و به جاي همه كتك بخورد. البته ارشد آسايشگاه كه مشخص بود و عراقي ها او را مي‌شناختند‌، اما براي بردن امام جماعت، عراقي‌ها هر روز به مشكل برخورد مي‌كردند، زيرا به محض احضار امام جماعت، همه‌ي بچه‌ها به طرف در هجوم مي‌بردند. اولين نفري كه به درمي‌رسيد،از آسايشگاه خارج شده و پس از نيم ساعت بابدني كبود و صورتي پر خون بر مي‌گشت.

به جاي مهر1

پس از گذشت يك ماه از اسارت تعدادي از بچه‌ها در ساختن مهر مهارت داشتند. بااستفاده از خاك اردوگاه براي تمام بچه‌ها مهر درست كردند. همچنين هنگاميكه بين ما لباس توزيع مي‌شد، بچه‌ها پارچه‌هاي اضافي لباس‌هايي كه بزرگ بودند، و يا قسمتهايي از قبيل جيب را پاره ميكردند و به افرادي كه در ساختن جانماز تبحر داشتند ميدادند تا برايشان جا نماز درست كنند.
عراقي‌ها نه به ما آب مي‌دادندو نه حتي اجازه رفتن به دستشوئي را. هر وقت هم مقدار خاك در جعبه‌اي مي‌ريختيم تا براي تيمم در آسايشگاه ببريم، آن رادور مي‌ريختند، تا اينكه بالاخره بوسيله‌ي كيسه‌اي پارچه‌اي، مقداري خاك به داخل آسايشگاه برديم. اوايل اسارت تا يك هفته بر پشت دست سجده مي‌كرديم و نماز مي‌خوانديم. بعدها كه به اردوگاه برده شديم، اگر در حياط نماز مي‌خوانديم. بر روي خاك سجده مي‌كرديم. اگر در داخل آسايشگاه بوديم، برروي چوب و ريگ.


نقاط جوش و انجماد1
گاهي اوقات آب را به روي مامي‌بستند.و درطول روز، تنها يك ليوان آب داشتيم. حالا اين آب را مي‌نوشيديم، تطهير مي‌كرديم و يا وضو مي‌گرفتيم، ديگر با خودمان بود. اكثر بچه‌ها كمي از آن مي‌نوشيدند و باقي آنرا براي وضو گرفتن كنار مي گذاشتندو يا كساني كه به غسل نياز داشتند، با آب ليوان دستمالي راخيس ميكردند و باكشيدن دستمال بر بدن خويش غسل ميكردند. بقيه بچه‌ها هم تيمم ميكردند. البته تيمم هم در بيرون آسايشگاه ممنوع بود. و درداخل نيز، اگر در زير پتوكسي خاك پيدا مي‌كردند دمار از روزگارش در مي‌آوردند. به همين دليل بچه‌ها مجبور بودند پتوها را بتكانند و با استفاده از غبار آن تيمم كنند.
بعضي بچه‌ها آن قدر شلاق و ميله گرد خورده بودند كه ديگر نمي‌توانستند خود را كنترل كنند و هر روز به غسل كردن نياز پيدا ميكردند. اين در حالي بود كه مادر طول هفته، تنها يكبار حق استفاده از حمام را داشتيم.
البته حمام ما چيزي جز يك منبع آب و چند شير آب در وسط اردوگاه نبود. آب اين منبع در طول تابستان جوش بود و در زمستان به نزديكي نقطه‌ي انجماد مي‌رسيد، و عجب اينجا بود كه اكثراً توان تحمل هر دو حالت را داشتيم.
هنگاميكه دستور رفتن به حمام داده مي‌شد، بچه‌ها بلافاصله لخت مي‌شدندوهر كس فقط چنددقيقه وقت داشت تا زير شير آب بايستد. ما نيز به دليل كمي وقت، از روي ناچاري تنها به غسل كردن اكتفا ميكرديم. در زمستان هم كه مشكلات مضاعف بود و وقتي از زير شير بيرون مي‌آمديم، بايد تا آسايشگاه كه 10 تا 15 متر با منبع آب فاصله داشت مي‌دويديم.گاهي اوقات بدليل سرماي شديد، بعضي بچه‌ها در ميانه راه مي‌ماندند و نقش بر زمين مي‌شدند. بچه‌ها به كمكشان مي‌شتافتند.

نماز جماعت

درميان عبادتها تنها عبادتي كه مي‌توان آنرا به جماعت انجام داد، بلكه با جماعتش مطلوب و مؤكد است، در مورد آن پيشوايان بزرگ دين ما و مخصوصاً رسول اكرم (ص) بسيار سفارش فرموده‌اند، نماز است كه تنها با برنامه‌هاي دقيق و عميش، و رسومي ويژه و با شرايطي خاص و جالب و جامع. و احكامي متين، با جماعت و گروه برگزار مي‌شود.
و آثاري بزرگ، و نتايجي گرانقدرو سودمند دارد، مخصوصاً آثار و نتايج رواني و اخلاقي و آموزشي و اجتماعي، البته، اگر درست و بامعنا و طبق مقررات، آن طور كه شارع مقدس اسلام خواسته و دستور داده برگزار و انجام شود، آداب و سنني را كه برايش گفته مراعات گردد.
نماز جماعت را مانند نماز فرادا، در هر مكان و در هر جا مي‌شود خواند در صورتيكه آن جا و مكان مباح بوده و غصبي نباشد، در نهايت نماز خواندن در پاره‌اي از جاها مكروه است.
نماز خواندن در مسجد امتياز، فضيلت و ثواب بيشتري دارد و مخصوصاً با جماعت. در زمان رسول اكرم (ص) افرادي بدون هيچ عذري در نماز جماعت شركت نمي‌كردند حضرت با صراحت هر چه بيشتر و با كمال شدّت فرموده‌اند:
«اگر اينان به مسجد نيايند، مي‌فرستم خانه‌هايشان راآتش بزنند»1
در آن زمان كه امير المؤمنين عليه السلام در كوفه بود، وقتي به حضرت خبر دادند، گروهي از همسايگان مسجد به جماعت حاضر نمي‌شوند.
حضرت‌باجديت‌تمام‌فرمودند:«اينان‌ازامادورشوند،و مجاورت با ما را ترك بگويند»1
در حديث ديگري حضرت علي (ع) فرمودند:
«اين گروه در خوردن و آشاميدن با ما شركت نكنند و با ما مشورت ننمايند. با ما وصلت و ازدواج نكنند و از اموال بيت المال بهره نگيرند، مگر اينكه به مسجد بيايند، و در جماعت ما شركت كنند و اگر چنانچه بر اين كارشان اصرار داشته باشند، چه بسا دستور دهم خانه‌هايشان را آتش بزنند»2.
وقتي مسلمانان اين سخنان را شنيدند، به طور كلي از آنها فاصله گرفتند معاشرت و رفت و آمدبا آنها را ترك گفتند، و با آنها غمخوار نشدند و با آنها وصلت نكردند تا اينكه به جماعت حاضر شدند.
امام صادق (ع) مي‌فرمايد:
«هر كه در خانه‌اش نماز جماعت بخواند، البته بدون عذر و علت ، نه براي او فضيلت نماز هست و نه براي كسانيكه در آن جماعت شركت كرده‌اند.»3
باز آن حضرت فرمود:
«هر كه به سوي مسجدي برود، پا روي هيچ تر و خشكي نمي‌گذارده مگر اينكه جاي پاي او تا اعماق زمين براي او تسبيح مي‌گويد»4
حضرت امام باقر (ع) فرمودند:
«هر كس از همسايگان مسجد، صداي اذان را بشنود و آنرا اجابت نكند و براي نماز به مسجد نرود، پس نمازش داراي فضيلت و كمال نخواهد بود»1.
نكته‌اي كه قابل توجه است مسلمانان چون اين بيانان را از پيشواي بزرگشان علي (ع) شنيدند. از همان لحظه با آن گروه ترك رابطه كردند و از آنها بريدند، و ديگر با آنها معاشرت نكردند. تا اينكه براه آمدند، به مسجد آمدند و در جماعت شركت كردند.
در حديث است كه خداي متعال فرموده:
«إن بيوتي في الارض المساجد فطوبي لمن تطهر في بينه ثم زارني في بيتي و حق علي المبزوران يكرم الزائر»2.
همانا خانه‌هاي من در زمين مساجد است، پس سعادتمند و روسفيد باد كسيكه در خانه خويش خود را پاك و پاكيزه كند و طهارت بگيرد و به زيارت من به خانه من بيايد و لازم است خدا زائر خود را اكرام و نوازش كند.
امام حسن مجتبي عليه السلام چون به مسجد مي‌رفت وقتي كه نزديك مسجد مي‌رسيد، سربه سوي آسمان بر مي‌داشت و مي‌گفت:

«پروردگارا! مهمان تو در خانه‌ي توست و به احسان و اكرام و نوازش تو چشم دارد و به عفو و كرم تو اميدوار است»1.

بعضي‌ها با يك ناز و عشوه عجيب، منت بر خداگذارده. با صد گونه اشكال تراشي به مسجد مي‌آيند. و بعضي ديگر با يك تكبّر و تجبر خاص، با آقامنشي به مسجد آمده با ريخت و شكلها وقيافه‌هاي ناجور.
ائمه به اندازه‌اي در اين باره اصرار داشتند.و تأكيد و سفارش مي‌نمودند كه حتي براي نابينايي كه عصاكش و راهنما نداشت، كه به مسجد بياوردش، فرمود: ريساني از مسجد به خانه‌اش بكشيد و با راهنمايي آن ريسمان به مسجد مي‌آمد. پس چرا بيشترمسلمانان از مسجد و نماز جماعت ‌پا كشيده‌اند؟چرا مسجدها را خالي گزارده‌اند؟ به طوريكه از رونق افتاده است.
چه فكري مي‌كنند؟ عذرشان در اين ميان چيست؟ به چه دليل، به چه حجت مسجد نمي‌آيند؟
هنگاميكه مسجد از آنها شكايت كند: رسول خدا (ص) گله كند. خداي متعالي از آنها پرسش و بازجويي نمايد، چه پاسخ خواهند گفت؟ چه عذر موجّه و خدا پسندانه خواهند آورد؟
در نماز صفهايشان مرتب و منظم است در هر صفي كه ايستاده‌اند، پاهايشان برابر هم، شانه‌هايشان برابر هم، بهم پيوسته و بهم بسته فاصله و فرجه‌اي ميانشان نيست، صف‌ها پر، همه به هم گرمي مي‌دهند. دلهايشان بهم نزديك، همانطور كه بدنهايشان بهم نزديك است، با يك راه، با يك هدف، همه به يك سو.
اين شكل صف و اين نوع بهم پيوستگي و بهم همبستگي را خدا دوست دارد.
«انّ الله يحب الذّين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص»1
بدرستيكه خداوند دوست مي‌دارد آنان را كه در راه او مبارزه مي‌كنند صف كشيده، چنانچه گويي بنايي استوار و بهم پيوسته‌اند.
يكي از ميان آن جمع اذان مي‌گويد، اقامه مي‌گويد و سپس يك نفر ديگر كه از همه برتر است از لحاظ فضل و دانشش، فقه و قرائت، پاكي، صحت عقيده و عمل، عدالت و مروت، مخالفت با هوا و هوس، مناعت و شهامت و شجاعت ، روشني و بينش او از همه بالاتر است در حاليكه همه به امامت و پيش ايستادن او راضي باشند و همه به او هماهنگ اقتدا مي‌كنند و نماز مي‌خوانند و چون امام و پيشواي نمازشان وافِد آنها است، بايد از هر حيث شايسته و از هر جهت لايق باشد. (زيرا وافد كسي را گويند كه از طرف گروهي، نماينده و حامل پيغام و رسالت و يا واسطه عرض حاجت و ابلاغ نياز آنها باشد، به پيش بزرگي)
رسول خدا (ص) فرمودند:
«امام القوم وافدهم الي الله فقد موا اَفضلكم»2
پيش نماز هر گروه وافد آنهاست بسوي خدا پس فاضل‌ترين افرادتان را پيش داريد. امام جماعت سفير و نماينده و واسطه مردمي است كه به او اقتداءمي كنند، پيش خداي متعالي، پس بايدحتي‌الامكان نزد خدا موجّه و مقرّب و بنده‌اي شايسته باشد، و خير و صلاح مردم را از هر جهت بخواند و جداً پيشواي دلسوزي باشد.
درباره‌ي اوضاع اجتماعشان گفتگو مي‌كنند، به دردهاي فردي و اجتماعشان آگاه مي‌شوندو براي رفع آن چاره جويي و پيش بيني ميكنند. راجع به حوادث و پيش آمدها با هم سخن مي‌گويند، براي بهبود امور زندگي و بهتر زيستن با هم مشورت مي‌نمايند. تبادل رأي كرده ونظر مي‌دهند.
اگر گاهي اشخاص در اثر عوارض و پيشامدهايي به مسجد نيامده‌اند، ازحال آنهامي‌پرسند، چرا فلان كس امروز به مسجد نيامده؟ چه اتفاقي رخ داده؟ چه شده؟ به سراغش مي روند و از او احوال پرسي مي‌كنند.
از امام جماعتشان كمك‌هاي فكري و كمك‌هاي ديگر مي‌خواهند. و به خير و صالحشان از هر جهت آنها را رهبري مي‌كند، به آنها بينش و آگاهي مي‌دهد و روشنشان مي كند. امير مؤمنان علي (ع) مي فرمايد:
كسي كه به مسجد مي‌رود، حداقل و دست كم به يكي از اين هشت چيز نايل مي‌شود :
اول : برادر و دوستي در راه خدا براي خود مي‌يابد.
دوم: دانش تازه‌اي مي‌آموزد.
سوم: آياتي ازآيات محم قرآن مجيد را ياد مي‌گيرد.
چهارم : سخني مي شنود كه درنتيجه بر استقامت و استواري او مي‌افزايد.
پنجم : به رحمت و نعمت غير مترقبّه‌اي مي‌رسد.
ششم: موعظه و پند و اندرزي ياد مي‌گيرد كه او را از انحراف و بدبختي نگه مي‌دارد.
هفتم و هشتم: گناهي در اثر ترس از خدا و يا از روي شرم و حيا ترك مي‌گويد. و چه بسا افرادي كه از بيشتر اينها يا از همه‌اش برخوردار مي‌شوند.
مسجد، خانه خداست، خانه همه است، خانه طهارت، خانه‌اي كه رنگ و تعلق ندارد بايد پاك و پاكيزه داشتش، و حتي از بوهاي بد و نامطبوع بايد محفوظش داشت. مردمي كه به مسجد مي‌روند بايستي پاك و پاكيزه باشند و از بوهاي بد و زننده به دور و بلكه بايد خوشبو باشند.
امير المؤمنين علي (ع)مي فرمايد:
«هر كه چيزي خورده كه بوي بد دارد و مردم را اذيّت ميكند، نزديك مسجدنيايد».
پيامبر اكرم (ص) فرموده:
«هر كه سير و يا تره خورده نزديك مسجد ما نيايد»
امام صادق عليه السلام فرموده:
«هر كه چيزي خورده كه موجب آزار كسي مي‌شود، مسجد نرود»
رسول اكرم (ص) فرموده:
«مسجدهايتان را از نجاست و كثافت حفظ كنيد»

باز فرموده‌اند:

«هر كه مسجدي را جاروب كند، خدا ثواب بندة آزاد كردن به او مي‌دهد، و هر كه اشغالي را از مسجد بيرون ببرد، گر چه خيلي كم باشد، خداوند دوبهره از رحمت خود به او عطا مي‌كند».
و در حديث ديگري فرموده‌اند:
«هر كه در شب جمعه مسجدي را جارو كند و آشغالش را، گرچه به اندازه كم باشدكه اگر چه در چشم بريزد چشم را مي‌آزارد، بيرون ببرد، خدا او را مي‌آمرزد».
رسول اكرم (ص) فرمودند:
«هر كه چراغي در مسجد روشن كند، تا موقعي كه از آن چراغ در آن مسجد روشني باشد، فرشتگان و حاملان عرش براي او طلب مغفرت و آمرزش مي‌كنند».
پيغبر اكرم (ص) فرمودند:
«اذا سئلت عمّن لا يشهد الجماعه فقل لا اعرفه»1
ازحال كسيكه به نمازجماعت حاضرنمي‌شود، از تو پرسيدند بگو او را نمي‌شناسم.
اين سخن حضرت بسيارپرمعنا وعميق ودقيق است. آدمي را كه انسان نمي‌شناسد، با او ارتباط ندارد، با او حرف نمي‌زند، با او معامله نمي‌كند، با او وصلت و ازدواج نمي كند. با او دمساز نمي‌شود، چون او را نمي‌شناسد.
تارك نماز جماعت را ما نمي‌شناسيم، با او هيچ گونه آشنائي و ارتباطي نداريم.
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد:
«كونوا دعاه للّناس بغير السسنتكم»1
مردمي را به سوي خود و به جماعت خود بخوانيد، جلب كنيد، بغير از زبانهايتان. با عمل، اخلاق و با رفتارتان.
اگر چون اصحاب امير المؤمنين عليه السلام، از گروهي كه به مسجد نمي‌رفتند به كلي فاصله بگيريم و با آنها ترك معاشرت بكنيم و اگر به سخن رسول خدا (ص) عمل كرده، و تارك نماز جماعت رانمي‌شناسيم، و خلاصه مسلماناني با تفاوت باشيم، اينان اين چنين نمي‌توانستند از مسجد و نماز جماعت پا بكشند و فاصله بگيرند.
«آبادي ميخانه زويراني ماست»




استعانت از نماز در سفر كربلا

قافلة نور و كاروان حسيني براي رسيدن به كربلا از محل‌هاي زيادي عبور مي‌كرد و در بعضي از محل‌ها مدتي توقف مي‌كرد. در تمام جاهايي كه امام(ع) در آن جا توقف مي‌كرد از امام و يارانش اثري برجاي مي‌ماند. از جمله اين اثرها اين بود كه امام در هر كجا فضائل روحاني و معنوي بر جاي مي‌گذاشت. به نقش‌هاي مثبت و خوب اين آثار اشاره مي‌شود:
الف: نماز ظهر امام در شراف: »امام (ع) پس از ورود به منزل شراف دستور داد جوانان پيش از طلوع صبح به سوي فرات رفته و بيش از حد معمول و مورد نياز آب تهيه كنند. قبل از ظهر همين روز و در ميان گرماي شديد حر بن يزيد در رأس هزار نفر مسلّح وارد اين سرزمين گرديد. چون حسين بن علي(ع) شدت عطش و تشنگي توأم با خستگي و گرد و غبار راه را در چهرة سپاهيان حر مشاهده نمود، به ياران خويش دستور داد كه آن‌هاو يارانشان را سيراب كنند.
پس از اين محبت و پذيرايي و استراحت مختصر موقع ظهر و وقت نماز فرا رسيد، امام به حجاج بن مسروق مؤذن مخصوص خود فرمود: «أذن يرحمك الله و اقم للصلوه نصلّي» خدا رحمتت كند اذان و اقامه بگو تا نمازمان را بخوانيم. حجاج مشسغول اذان گرديد. امام به «حر» فرمود تو نيز با ما نماز مي‌خواني يا مستقل و با سپاهيانت؟ عرض كرد: ما هم با شما حر و سپاهيانش در پشت سر آن حضرت ايستادند و نماز ظهر را به جاي آوردند.
پس از تمام شدن نماز، حسين بن علي(ع) به طرف مردم ايستاد و خطاب به آنان چنين فرمود:
« مردم! سخنان من اتمام حجت است بر شما و انجام وظيفه و رفع مسئوليت در پيشگاه خدا. من به سوي شما حركت ننمودم مگر آن‌گاه كه دعوت‌نامه‌ها و پيك‌هاي شما به سوي من سرازير گرديد كه ما امام و پيشوا نداريم و دعوت ما را بپذير و به سوي ما حركت كن تا خداوند به وسيلة تو ما را هدايت و رهبري كند...»
سپاهيان حر در مقابل گفته امام (ع) سكوت اختار كردند و جوابي مثبت يا منفي از سوي آنان ابراز نگرديد.
ب: نماز عصر امام در شراف: بعد از اتمام نماز ظهر و سخنراني امام (ع)، نماز عصر را نيز هر دو سپاه به امامت حسين به علي(ع) انجام دادند؛ آن‌گاه سخنراني ديگري را ايراد كردند كه چون سخن امام(ع) به پايان رسيد حر اظهار داشت كه ما از اين دعوتنامه‌ها بي‌خبريم. امام(ع) به عقبه بن سمعان دستور داد خرجيني را كه مملو از نامه‌هاي مردم كوفه بود حاضر كند. ولي حر باز هم از اين نامه‌ها اظهار بي‌اطلاعي كرد و گفت و گويي ميان وي و امام واقع گرديد و بالاخره چون حر ديد امام در تصميم‌خود راسخ است و به هيچ وجه حاضر نيست در مقابل مأموريت وي انعطاف نشان دهد گفت: حال كه شما تصميم به حركت گرفته‌ايد بهتر است مسيري را براي خود انتخاب كنيد كه نه به كوفه وارد شويد و نه به مدينه بازگرديد تا من از فرصت استفاده كنم و نامه‌اي صلح آميز به ابن زياد بنويسم شايد خداوند مرا از درگيري با شما نجات دهد.
حر اين جمله را نيز اضافه كربد: اين نكته را يادآوري مي‌كنم و هشدار مي‌دهم كه اگر دست به شمشير ببري و جنگ را آغاز كني صد درصد كشته خواهي شد.
و چون گفتار حر به اين جا رسيد و امام اين هشدار توأم با تهديد را از حر شنيد در پاسخ وي چنين فرمود:
آيا مرا از مرگ مي‌ترساني و آيا بيش از كشتن من نيز كاري از شما ساخته است. من در پاسخ تو همان چند بيت را مي‌خوانم كه برادر مؤمن «اوس» آن گاه كه مي‌خواست به ياري پيامبر بشتابد چنين گفت: من به سوي مرگ خواهم رفت كه مرگ براي جوانمرد ننگ نيست آن گاه كه معتقد به اسلام و هدفش باشد.
من جانم را در طبق اخلاص مي‌گذارم و دست از زندگي مي‌شويم تا در جنگي سخت با دشمني بس بزرگ مواجه شوم.
حر با شنيدن اين پاسخ قطعي با خشم و ناراحتي خود را كنار كشيد و از آن حضرت جدا شد.
توجه امام(ع) به اين اشعار و تكرار آن‌ها و ايراد خطبه‌هاي كوبنده بعد از نماز، نشانگر عزم راسخ، پاداري و بي‌باكي امام حسين(ع) است؛ ولي مطلب مهم‌تر اين است كه اين بي‌باكي و شجاعت امام(ع) از كجا در وجود او ظاهر شده كه اين گونه با قاطعيت در برابر يك سپاه بزرگ ايستاده و بي‌هيچ ترسي واقعيت‌ها را به تصوير مي‌كشد.
واضح است كه اين‌ها همه نتيجه نمازي است كه امام(ع) در آن‌جا خواند. او در برابر كسي ايستاد كه از همه كس و همه‌چيز با عظمت‌تر، تواناتر و مهربان‌تر است. او به نماز ايستاد و جز ترس از خداوند ترس هيچ‌كس ديگري را به دل راه نداد. بديهي است كسي كه از هيچ كس جز خداوند نترسد همواره در برابر ديگران پيروز است. كسي كه عظمت خالقش را در نماز درك كند، هيچ وقت از قدرت و عظمت ديگري نمي‌ترسد و با شهامت در برابر زورگويان و دشمنان هر چند هم كه تعداد و تجهيزاتشان زياد باشد، مي‌ايستد و مقاومت مي‌كند.
پس از منزل «شراف» هر دو قافله به موازات و در نزديكي همديگر در حركت بودند هر دو قافله با هم فرود مي‌آمدند. يكي از اين منازل «منازل بيضه» بود كه در آن‌جا فرصتي به امام دست داد تا باز هم با سپاهيان حر سخن بگويد و حقايقي را با آنان در ميان بگذارد و علت قيام و حركت و انگيزة مبارزه خويش را تشريح كند. اينك به گوشه‌هايي از سخنراني آن حضرت اشاره مي‌كنيم:
مردم! پيامبر خدا(ص) فرمود: اگر مسلماني با سلطان زورگويي مواجه شد كه آن سلطان حرام خدا را حلال نموده و پيمان الهي را در هم مي‌شكند و با سنت و قانون از در مخالفت درآمده و در ميان بندگان خدا راه گناه و معصيت و عدوان و دشمني در پيش مي‌گيرد، و در مقابل چنين سلطاني، با عمل و يا با گفتار اظهار مخالفت ننمايد بر خداوند است كه اين فرد(ساكت) را به محل همان طغيانگر و آتش جهنم داخل كند. مردم! آگاه باشيد اينان(بني‌اميه) اطاعت خدا را ترك كرده‌اند و پيروي از شيطان را برخود فرض نموده‌اند، فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده، قييء را ـ كه مخصوص خاندان پيامبر است ـ به خود اختصاص داده‌اند و من به هدايت و رهبري جامعة مسلمانان و قيام عليه اين همه فساد و مفسدين كه دين جدم را تغيير داده‌اند از ديگران شايسته‌ترم.
نقش نماز در نهضت‌هاي شيعي زمان ائمه
بعد از نهضت بزرگ عاشورا، نهضت‌هاي اسلامي متعددي شكل گرفت كه همة اين نهضت‌ها از نهضت‌ بزرگي كه به وسيلة قافله‌سالار شهيدان شكل گرفته بود سرچشمه مي‌گرفتند. ولي مهم‌تر از هر چيز اين بود كه همه يا لااقل تعداد زيادي از آن‌ها همان هدف اما حسين(ع) را دنبال مي‌كردند. يعني در همان راه راست و روشن الهي و معنوي حركت مي‌كردند.
در اين نهضت‌ها نيز مانند نهضت پيروزعاشورا، كساني كه برعليه باطل مي‌جنگيدند و براي برپاداشتن ارزش‌هاي الهي قيام كرده بودند به خاك و خون كشيده شدند و به ظاهر شكست خوردند اما اين پيروزي كه دشمنان آن‌ها فكر مي‌كردند به آن رسيده‌اند تنها يك پيروزي ظاهري و كم‌ارزش بود چرا كه اين نهضت‌ها در هر حال به اهداف و آرمان‌هاي بلند خود مي‌رسيدند. و همين آرمان‌هاي والاي الهي آن‌ها بود كه كام طاغوت‌هاي زمان خود را زهرآگين و روزگار و زندگي آنان را حتي در سايه قدرت‌هاي جهنمي شان تباه كرد.
اگر دشمنان و مستكبران، از قدرت‌هاي زيادي از جمله: تجهيزات فراوان، اسلحه، نيروي انساني زياد و ... برخوردار بودند، اين‌ها قدرتي بالاتر از تمامي اين تجهيرات داشتند كه مافوق همة قدرت‌هاي مادي بود و آن نيروي ايمان و تقوا بود كه به تنهايي بر همة قدرت‌هاي دشمنان فائق مي‌آمد.
از آن‌جا كه نماي، تنها حركاتي ظاهري و فيزيكي نيست و در واقع نماز عين ايمان است، در اين فصل نقش ايمان(نماز) در نهضت‌ها بررسي مي‌‌شود:
«دليل محكم براي اين كه نماز همان ايمان است كه بعد از حدود 15 سال كه مردم به سوي بيت‌المقدس نماز مي‌خواندند و ديدند( به دلائلي كه در سوره بقره است) قبله به سوي كعبه تغيير كرد سؤالي براي مسلمان پيش آمد كه نمازهاي قبلي به سوي كعبه تغيير كرد سؤالي براي مسلمان پيش آمد كه نمازهاي قبلي ما چه حكمي دارد؟ اين مسئله فقهي را از پيامبر پرسيدند. آيه نازل شد كه نمازهاي قبلي شما صحيح است و خداوند پاداش نمازهاي شما را ضايع نمي‌كند لكن آيه‌اي كه نازل شد اين بود« و ما كان الله ليضيع ايمانكم» خداوند ايمان شما را ضايع نمي‌كند. به جاي اين كه بگويد نمازهايتان از بين نرفته و صحيح است، مي‌فرمايد ايمانتان ضايع نشده كه اين تعبير نشان دهندة آن است كه نماز يعني ايمان.1


نقش نماز در نهضت خميني
بدون مقدمه به سراغ سرچشمه زلال انديشه امام در جاري نوراني كلام ايشان مي‌رويم تا روايت فتح و پيروزي امت اسلام را در آيينة كلامش دريابيم:
«بزرگان اسلام در راه حفظ اسلام و احكام قرآن كريم كشته شدند، زندان رفتند، فداكاري‌ها كردند تا نتوانستند اسلام را تا به امروز حفظ كنند و به دست ما برسانند.»
«امير المؤمنين(ع) با ياران فداكار خود در جنگ‌هاي صدر اسلام پيشقدم بود، اولاد طاهرين او مثل سيد الشهدا(ع) كه قيام و نهضت و خون خود را در راه اسلام داد، و ساير ائمه ما كه در پشت پرده تقيّه، اسلام را ترويج و قرآن را تأييد كردند، شاهد اين مدعا هستند.
اولياي خدا براي دين خدا زحمت‌ها كشيدند، اسلام با خون پيش رفت، با زحمت پيش رفت، با فداكاري پيش رفت و ما بايد با فداكاري پيش ببريم. اسلام محتاج به فداكاري است. قرآن كريم محتاج فداكاري قشرهاي ملت است. پيغمبر اكرم(ص) به اين ملت چشم دوخته است.

شهادت براي فرزندان اسلام وذرّيه پيامبر عظيم الشأن(ص) و اولاد فاطمه عليها السلام و امام حسين(ع) در راه و اسلام عزيز و قرآن كريم چيزي غير عادي و پديده‌اي غير معهود نيست.

شهادت سيد مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا، سرآغاز زندگي جاويد اسلام و حيات ابدي قرآن كريم بود. آن شهادت مظلومانه و آن اسارت، تخت و تاج يزيديان را كه با اسم اسلام مي‌خواستند به خيال خام خود اساس وحي را محو كنند، براي هميشه از صفحة تاريخ كنار زد.
مسلمانان و به ويژه، شيعيان در طول تاريخ از صدر اسلام تاكنون، سوابق درخشاني در ميدان‌هاي خون و شمشير داشته و به حكم قرآن و سنت رسول‌الله(ص) و سيرة ائمه معصومين صلوات‌الله عليهم اجمعين براي اهداف مقدسه اسلامي و قطع فساد با شمشير و خون دست به گربيان بوده و فداكاري‌هاي عظيمي در اين راه مقدس نموده‌اند.
«مسلمين بايد خودشان را مكلف بدانند و گمان نكنند كه اگر پيروز نشدند، پيروز نيستند و اگر معنويت ما محفوظ باشد، گرايشمان به قرآن محفوظ باشد چه شهادت براي ما حاصل شود كه نيل بزرگي است و چه پيروز بشويم. ما الحمد الله در همه جا پيروز هستيم و احدي الحسنيين براي ماست. ان شاء الله».1
«من توصيه مي كنم به همه ملت ها كه اين رمزي كه در ايران به آن رمز غلبه پيدا كند برابر قدرت‌ها، آن رمز را آن‌ها به كار ببرند. وحدت، اتكاي به خدا، تقويت ايمان، اتكال به قرآن كريم، اتكال به اسلام، وحدت كلمه رمز پيروزي مارود.»
«اين يك معجزه است، معجزه بزرگ كه شما خواهران و برادران با هم همصدا و با مشت‌هاي گره كرده در مقابل قدرت هاي شيطاني ايستاده‌ايد. معجزه اسلام است، اين قدرت اسلام است كه در شما تجلي كرده است. اين قوت ايمان است كه شما را در اين ميارزه پيروز كرد. اين معجره است كه با شهيد شدن يك عزيز، موج در تمام دنيا بلند مي شود. اين معجزه است كه خانم‌ها را در مقابل تانك و توپ، در مقابل مسلسل‌ها، در مقابل توپ‌ها و تانك‌ها برقرار كرد و از هيچ چيز نهراسيد. اين نور قران و اسلام است كه در دل هاي شما و در قلوب همة ملت ايران جلوه كرده است.»
«رمز پيروزي امروز ما. اين است كه اتكاي به خداي تبارك و تعالي داشتيم. رمز پيروزي ما اين است كه جنبة فقط سياسي نبود. فقط براي نفت امثال اين‌ها نبود، جنبه، جنبة معنوي بود، اسلامي بود، جوانان ما آرزوي شهادت مي كردند. جوانان ما شهادت را استقبال مي كردند. سربازان ما از شهادت باك ندارند براي اين كه مردان را يك چيز فنا شدني نمي‌دانند. سربازان ما شهادت را پيروزي و سعادت مي دانند و براي اين سعادت كوشش مي كنند.
رمز اتكاي به قرآن و اين كه مردم ما شهادت را استقبال مي‌كردند و خوب در دل آن‌ها نبود. در عين حال كه تانك‌ها و و مسلسل‌ها به روي آن‌ها آتش مي گشود، آن‌ها استقبال مي كردند و خوف نداشتند. باعث شد مشت بر تانك غلبه كند، مشت بر مسلسل غلبه كند، مشت بر ابر قدرت‌ها غلبه كند و اين رمز را حفظ كرده. اين رمز پيروزي را تا حفظ كنيد پيروز هستيد. ملت ما تا با خداست پيروز است. ملت ما تا پناهگاه او اسلام است پيروز است. پرچم قرآن تا بر فراز سر ملت ماست پيروز است. اين رمز را حفظ كنيد.»
«شما ديديد كه جمعيت 25 ميليوني كه در مقابل يك ميليارد چيزي نيست و با نداشتن هيچ ابزار جنگي در دست، به واسطة قدرت ايمان و به اتكاي قرآن و اسلام، برابر قدرت شيطاني كه شيطاني كه پشت سر او قدرت‌هاي بزرگ‌تر شيطاني بود غلبه كرد و دست آن‌ها را از مخازن ايران قطع كرد.»
«با توجه به قرآن اين سدها را شكستيد. سدهايي كه همه گمان مي كردند (شكستنش) ممتنع و غير ممكن است.»
«پيروزي انقلاب ما به بركت اسلام و با فرياد الله اكبر به دست آمد. كسي گمان نكند كه اشخاصي يا گروه‌هايي پيروزي را براي ما تحصيل كردند. اين خداي متعال بود كه وقتي ديد مردم در راه او قيام كرده‌اند با آن‌ها همراهي كرد. اگر دشمنان مي خواستند كه با طياره‌هايشان. با توپ‌هايشان. با تانك‌هايشان. بريزند در خيابان‌ها و تهران را بمباران كنند، شما راه دفاعي نداشتيد، كي منصرف كرد اين‌ها را و كي خوف در دل آن‌ها انداخت كه نتوانستند بكنند؟ شما كه قوه اي نداشتيد، ما كه قدرتي نداشتيم. آن كه در دل آن‌ها خوف را ايجاد كرد و پيروزي ما پيروزي به رعب شد، آن خداي تبارك و تعالي بود.
وقتي ملتي توجه به خدا پيدا كردند و ديدند كه راه. راهي است كه بايد به طور شايسته اقدام در آن بكنند و سراسر كشور. همه جا صداي الله كبر بلند شد. خداي تبارك و تعالي با آن ها همراهي كرد و دشمن‌هايي كه نه فقط قدرت‌هاي داخلي بودند. بلكه قدرت‌هاي خارجي هم بودند، به هم شكست و همه انصراف پيدا كردند، از اين كه مقابله كنند و در دل همه رعب پيدا شد. اين كاري بود خدايي و از دست هيچ بشري اين كار قابل انجام نبود. پس پيروزي ما. پيروزي‌اي است كه به بركت اسلام و به بركت گرايش به قرآن پيدا شد.»
«آن حربه‌اي كه در دست ايران است پيش آن ها نيست و آن‌ها نمي‌شناسند آن حربه را، آن حربة ايمان است، حربة توحيد است، حربة اسلام است، حربة قرآن مجيد است كه در تحت بيرق يك همچو اسلام و قرآن و توحيد همه مجتمع هستند و آن‌ها تأييدات عيني الهي را منكر هستند، نمي توانند بفهمند، اين‌ها نمي‌توانند چشمشان را باز كنند و ببينند كه در هر گوشة ايران يك امور خارق العاده واقع مي شود. آن‌ها در طبس آمدند و گمان كردند كه مي‌توانند نيرو پياده كنند كه بيايند و به بهانة خارج كردن گروگان‌ها، ايران را قبضه كنند و خداي تبارك و تعالي شن‌ها و بادها را فرستاد و آن‌ها را شكست داد.»
«اگر پناه به اسلام و قرآن بياوريد، اجنبي به خود اجازه نمي‌دهد كه از شما سند بردگي بگيرد، اجازه نمي‌دهد كه مفاخر ملي و اسلامي شما پايمال شود.»
«ملت‌ها بايد رمز را بفهمند كه رمز پيروزي اين است كه شهادت را آرزو بكنند و به حيات، حيات مادّي. دنيايي، حيواني، ارزش قائل نباشند. اين امر است كه ملت‌ها را مي‌تواند پيش ببرد. اين رمزي است كه قرآن آورده است و ملت‌هاي عرب را در صورتي كه در كمال ضعف بودند بر دولت‌هاي بزرگ سلطه داد. قرآن انسان ساخت. يك انسان الهي ساخت كه با آن قدرت الهي را پيشبرد كرد و كم‌تر از نيم قرن بر امپراطوري‌ها غلبه كرد. بايد اين مرز را پيدا كرد. بايد تابع قرآن شد، بايدانسان‌قرآني‌ايجادكرد. ملت‌ها بايد به صورت قرآن بشوند تا بتوانند پيش ببرند.»
«مادامي كه با حق باشيم پيروز هستيم، حق بودن به اين است كه ما همه چيزمان را اسلامي كنيم، عقايدمان عقايد اسلام باشد. ايمان را در قلبمان تقويت كنيم، اعمالمان را تطبيق بدهيم با اسلام، با قرآن و اخلاقمان را مهذّب كنيم، تطبيق بدهيم با اسلام، اگر اين طور بشويم ما حقيم و حق هم پيروز است. ولو اين كه عقب نشيني كنيم، كلاً پيروزيم براي اين كه مكتبمان پيروز است. حق است و حق پيروز، مسيرتان حق باشد.»
اين گفتار امام خميني(ره) به خوبي، نقش سازندة ايمان و نماز را در نهضت انقلاب اسلامي مشخص مي‌نمايد.

تجزيه و تحليل سوالات پرسشنامه:

سوالهاي مطرح شده در اين تحقيق به صورت پرسشنامه‌اي در اختيار40نفر از دانش‌آموزان آموزشگاه فرهنگ قرار گرفت و نتايج به اين صورت مشخص شد.
* در خصوص سوال اول يعني ميزان آشنايي دانش‌آموزان با نحوة صحيح خواندن نماز تقريباً %80 از دانش آموزان با خواندن صحيح نماز و قرائت حمد و سوره آشنا هستند.
پارامترها جواب‌صحيح جواب غلط
سوال اول %80 %20



* در رابطه با سوال دوم يعني نگرش دانش‌آموزان در رابطه با تاثيرات فردي اجتماعي نماز حدوداً %60 ازدانش آموزان از تاثيرات فردي و اجتماعي نماز آگاهي داشتند.
پارامترها جواب‌صحيح جواب غلط
سوال دوم %60 %40




* در خصوص سوال سوم ميزان آشنايي دانش آموزان با نماز جماعت و نحوة خواندن نماز جماعت و همچنين تفاوت آن با نماز فرادي حدوداً %70 از دانش آموزان اطلاعات خوبي داشتند.
پارامترها جواب‌صحيح جواب غلط
سوال سوم %70 %30



* و در ارتباط با سوال چهارم اينكه خواندن نماز و مسائل معنوي تا چه اندازه در پيشرفت و موفقيت دانش آموزان تاثير دارد تقريباً %100 دانش آموزان مسائل معنوي را باعث پيشرفت در كلية امورات زندگي از جمله پيشرفت تحصيلي مي‌دانند.

پارامترها جواب‌صحيح جواب غلط
سوال چهارم %100 -

روش پژوهش :

پژوهش حاضر از نوع پيمايشي توصيفي است. روش استفاده شده روش كتابخانه‌اي است كه براي جمع‌آوري اطلاعات از مجلات، كتب مختلف، پايانه‌ها، و ديجيتال استفاده شده است. غير از كتابخانه‌اي ابزار بكار گرفته پرسشنامه مي باشد كه از نوع محقق ساخته مي‌باشد و اين پرسشنامه بر اساس محتويات و پيشينه‌ي تحقيقات در زير نظر اساتيد فن تهيه و تنظيم گرديده است. روايي و اعتبار آن بر اساس آزمون كه نتايج تقريباً خوب مي‌باشد كه مطلوب تلقي گرديده است.

پيشنهادات:

با توجه به اينكه نماز اين فريضة الهي تاثير بسزايي در زندگي دنيوي و اخروي ما دارد و در تعليم و تربيت نوجوانان و نسل آينده اهميّت شاخصي دارد. مي‌توان به پيشنهاداتي كه در ذيل به آنها اشاره مي‌شود پرداخت:
1. خانواده‌ها كه اولين كانون تربيت هستند به نماز و آموزش نماز به كودكان و نوجوانان اهميّت دهند.
2. از طريق رسانه‌هاي گروهي، راديو، تلويزيون برنامه‌هايي را براي والدين در مورد آموزش نماز به كودكان ارائه دهند.
3. و همينطور رسانه‌ها مي‌توانند برنامه‌هاي مربوط به كودك و نوجوان در بخش نماز پر محتواتر ارائه دهند.
4. ازطريق‌وسايل‌ارتباط‌جمعي،نظرات‌وعقايد كارشناسان، استادان ، دست‌اندركاران، در مورد اهميّت اين آموزشها و تاثيراتي كه بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان دارد را در اختيار، والدين دانش آموزان قرار بدهند.
5. معلمان و دبيران همة دروس كه به عنوان الگو براي دانش آموزان هستند. مي‌توانند در شناساندن نماز و جايگاه آن در زندگي نقش مهمي ايفا كنند.

نتيجه‌گيري:

علماي اخلاق وبزرگان عرفان حقيقت نماز را با استناد به احاديث و روايات از شش جهت تفسير كرده‌اند كه اين شش امر روح نماز، حقيقت الفاظ و افعال ظاهري آن است؛ به عبارت ديگر باطن مخفي و بسيار مهم آن است كه متأسفانه اكثر نمازگزاران از آن غافلند وچيزي جز اعمال ظاهري به جا نمي‌آورد. آن شش امر اين‌ها هستند:
1. حضور قلب:كه منظور خالي بودندل از غير خدا و حضور دل همراه افعال و اذكار واجب است.
2. تفهّم: يا دريافتن است، كه منظور ازآن اين است كه قلب انسان متوجه معناي الفاظ و اعمال باشد و متوجه به حقيقت آن‌ها باشد. امير المؤمنين علي (ع) به مردي كه نماز مي‌خواند فرمود: اي مرد! آيا نماز چيزي جز عبادت است؟ حضرت فرمود: سوگند به آن كه محمد (ص) را به پيامبري فرستاد، آري؛ تأويل نخستين تكبيره الاحرام چنين است كه اگر گفتي الله اكبر، در جان و قلب خود بگذراني كه خدا بزرگ‌تر از آن است كه به قيام و قعود وصف شود و در تكبير دوم در قلب چنين بگذراني كه خدا بزرگ‌تر از آن است كه به حركت يا سكوني وصف شود و در تكبير سوم او را بزرگ‌تر از آن بداني كه به جسميّت وصف شود يا به چيزي مانند باشد و در تكبير چهارم او را بزرگ‌تر از آن بداني كه به عارضه‌اي دچار شود يا بيماري‌ها دردمندش كند... ايشان هم چنان ادامه مي‌دهند و يك يك افعال اعم از حالت سجده و ركوع و سر برداشتن از آن‌ها و تشهد و سلام را همراه تأويلي بيان مي‌كنند و در آخر مي‌فرمايند: كسي كه تأويل نماز خود را بدين صورت نداند نمازش ناقص است.1
3. تعظيم خداوند و بزرگداشت او
4. هيبت : كه عبارت است خوف و ترسي كه از تعظيم خداوند حاصل مي‌شود.
5. رجاء و اميد به فضل و رحمت الهي : خوف و رجاء درمؤمن به يك اندازه و مساوي وجود دارد.
6. حياء : كه تأمل درهر چيزي است كه مخالف با توحيد حضرت حق و معرفت او دارد و منشأ آن، خود را مقصر دانستن و گناهكار پنداشتن است.
حصول هر يك از اين حالات، اسباب دارد كه بايد اين اسباب مهيا شود تا ياد خدا به واقع دردل انسان رسوخ كند و از غير او فارغ گردد. سبب حصول حضور قلب. همت انسان است. زيرا اگر همت انسان نمازش باشد قلب هم نزد او حاضر مي‌شود و اگر همت، غفلت از نماز باشد قلب نزد همان چيز خواهد بود، و تفهّم يعني اشتغال فكر به معناي آن چه انجام مي‌دهد است و علاج تفهّم دور ساختن فكر از خاطره‌هايي است كه انسان را از ياد خدا غافل ميكند. اما تعظيم، نتيجة حصول در معرفت است؛ يكي معرفت جلال و عظمت الهي و ديگري معرفت به ذلت نفس و حفارت انسان در همة امور و علوم است، و اما همت معرفت به صفاي حضرت باري تعالي است پس كسي كه نظر به گناهان و اعمال و كثرت معاصِي خود كند و از تضرّع و خوف پيشينيان با وجود مقامات آن‌ها آگاه باشد به اين حالت دچار مي‌شود، و رجا هم معرفت و اعتقاد به فضل و رحمت الهي و كرم اوست و دانستن اين مطلب، كه خلقت عالم و آدم همگي جهت بهره‌گيري انسان است تا حيا، معرفت، جلال و جمال الهي و آگاهي از مقام عفو و رفتار خوب او با بندگان وكثرت تهمت‌ها و ... با توجه به قبايح اعمال خود و ساير سوء معامله‌هاي انسان، با چنين كسي است.
اين چنين نمازي است كه انسان را بالا مي‌برد و موجب تقرّب به پروردگار و رسيدن به مقام و منزلت مي‌شود، نه نمازي كه در آن ياد خدا در فرع ديگر افكار باشد.
در حديثي آمده حضرت رسول اكر (ص)، مردي را ديد كه در حال نماز با ريش خود بازي ميكند، حضرت فرمودند: اَمّا اِنّه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه. اگر او قلبش خشوع بود اعضاي بدنش نيز خاشع مي‌شد، اشاره به اين مطلب كه خشوع يك حالت دروني است كه بر برون انسان هم اثر مي‌گذارد.
در كتاب شريف تفسير مجمع البيان آمده است كه پيامبر اكرم به هنگام نماز به آسمان نظر مي‌انداختند، اما هنگامي كه آية :
«الذّين هم في صلاتهم خاشعون»1 نازل شد، دائماً به زمين نگاه مي‌كرد.
در آن جا كه مشخصة اصلي ومهم مسلمانان بودن و بندگي خدا، نماز خواندن است و چون نماز ستون دين است و قوام خيمة دين و دينداري به آن است و اگر نماز نباشد خيمة دين استوار نمي‌ماند، لذا كسي كه نماز را عمداً ترك كند يا منكر آن شود محكوم به عدم دينداري و مسلماني است چرا كه اصل دينداري را نپذيرفته است.
حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند: «بين الايمان و الكفر ترك الصلوه: مرز ميان ايمان و كفر به خدا، ترك نماز است.»1 پس اگر نماز ترك شد كفر تثبيت مي‌شود.
با استشهاد به مواردي كه در تحقيق آمده نماز و زكات فقط براي دين اسلام نبوده و نيست بلكه براي همه اديان الهي بوده و پيامبران سفارش كننده به اين امر مهم بوده‌اند. همان طوري كه اسلام به نماز توجه خاصي دارد وبراي آن شرايط و آدابي بيان كرده است تا ارتباط ميان خدا و خلق تقويت گردد، به زكات هم توجه خاصي نموده و برنامه‌ها و قوانيني دربارة آن وضع كرده است تا وضع مادي اجتماع رونق داشته باشد و ترقي كند و مصالح فردي و اجتماعي محفوظ بماند.
با توجه به مسئلة زكات كه در اسلام وضع گرديده است به اين نتيجه مي‌رسيم كه اسلام فقط دين مسجد و نماز كه گاهي دشمنان اسلام آن را به اين عبارت متهم مي سازند و آن چه از اهانت كه خود به آن شايسته‌اند به اسلام نسبت مي‌دهند، نيست؛ بلكه در قرآن كريم مشاهده مي‌كنيم كه زكات با نماز در آيات فراواني دنبال هم ذكر گرديده است، براي نمونه «آنان كه در نماز خاشع و آنان كه از لغو مي‌پرهيزند و آنان كه ركات مي‌دهند.»2

محدوديتها:

محدوديتهاي اين تحقيق عبارتند از :
1. كمبود وقت براي فرهنگيان جهت مطالعه و تحقيق.
2. عدم تشكيل كلاسهاي پژوهش و تحقيق كه موجب بالا رفتن سطح تحقيق و مطالعه فرهنگيان خواهد شد.
3. عدم شناخت صحيح از نماز به عنوان پيوند دهندة خاك و ملكوت.
4. عدم دسترسي به منابع كافي با توجه به كمبود وقت.

فهرست منابع

1. خداي تعالي ،(قرآن كريم) چاپها و ترجمه‌هاي گوناگون.
2. آل اسحاق خوئيني، (اسلام ازديدگاه دانشمندان).
3. اين خلدون، عبدالرحمن (مقدمه اين خلدون)ترجمه، محمد پروين گنابادي، تهران، نشر بنگاه ترجمه و نشر كتاب، چاپ چهارم، 1359 شمسي.
4. احمد بن حنبل (سمند) چاپ بيروت.
5. افلاطون ( رساله‌ي جمهوريت) ترجمه فؤاد روحاني، نشر بنگاه ترجمه و نشر كتاب، چاپ 1335.
6. برازشي، عليرضا (ديگر اعضاي مؤسسه تحقيقاتي) اطلاع رساني خانه‌ي كتاب ايران، واحد معجم.
الف ـ معجم احاديث بحار (سي جلد) تهران ، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول ، 1372هـ ق.
ب ـ معجم احاديث كتب اربعه، تهران شركت انتشارات احياء كتاب چاپ اول 1373 هـ ق.
ج. العجم المفهرس لالفاظ احاديث وسائل الشيعه، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول ، 1374 هـ ق.
7. بروجردي، حاج آقا حسين، آيت الله ، جامع احاديث الشيعه، چاپ حوزه عليمه قم.
8. بلخي ، جلال الذدين ، محمد ، مولوي، (مثنوي معنوي)چاپ نيلگون، و تصحيح رمضاني، چاپ كلاله‌ خاور.
9. پاك نژاد، شهيد، غلامرضا، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، چاپ مكرّر.
10. جيميزويليام، دين وروان، (مذهب از ديدگاه روانشناسي) ترجمه مهدي قائني، تهران، بنگاه ترجمه ونشر كتاب، چاپ اول ،1356، هـ ق.
11. حرّ عاملي، شيخ محمد بن الحسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، تصحيح شيخ عبد الرحيم رباني شيرازي، بيروت، دارحياء التراث العربي، چاپ چهارم 1391 هـ ق.
12. خميني، مصطفي، روح الله، امام، تحرير الوسيله، مؤسسه تنظيم و نشر آثار خميني (ره) چاپ مكرر.
13. خميني، مصطفي، روح الله، امام، آداب صلوه، تهران، موسسه وزارت ارشاد اسلامي چاپ هفتم 1375.
14. خميني ، مصطفي، روح الله، امام ، ديوان امام، تهران، مؤسسه نشر آثار امام خميني (ره)، چاپ هفتم 1375
15. راشدي، حسن، نمازشناسي، ستاد اقامه نماز، زمستان 1385.
16. زعيمي، حسين، و ديگران، سلسله مقالات روانشناختي.
17. سيوطي ، جلال الدين ، عبد الرحمن (جامع الاحاديث) ظهره، نشر اوقات و امور خيريه، مصر، چاپ اول، طبع جديد چاپ دوم 1992 ميلادي.
18. شيخ صدوق ( ابن بابويه) اين جعفر محمد بن علي بن حسين قمي، من لايحضر الفقيه، تحقيق محمد جواد الفقيه، دارالاصول، چاپ دوم 1413 هـ ق و ثواب الاعمال، چاپ حوزه علميه قم.
19. صائب تبريزي، ديوان صائب، به خط خودش ، چاپ تبريز، انتشارات دانشگاه تهران، مهر ماه 1356.
20. علي بن ابي طالب(ع)، الامام، نهج البلاغه، گردآورنده، شريف رضي.
21. علي بن الحسين، الامام زين العابدين، الصحيفه السجاديه الجامعه، گردآورنده: سيدمحمد باقر ابطحي، قم، مؤسسه امام مهدي (ع) چاپ اول ، 1411 هـ ق.
22. علي قلي بياني، مقاله
23. قائيني، مهدي ، دين وروان.
24. قرائتي،محسن، نماز ، معاونت فرهنگي دانشگاه آزاد، تابستان 1385.
25. قرائتي ، محسن ، 114 نكته درباره نماز، تهران چاپ و نشر طرح اقامه نماز، چاپ مكرر.
26. كارل، الكسيس، نيايش، ترجمه دكتر علي شريعتي.
27. كشاني، علي آقا، برداشتي از نماز، انتشارات محتشم، پاييز1376.
28. كليني، ابن جعفر محمد پل يعقوب كليني رازي، الاصول من الكافي، تهران، مكتبه الصدوق، چاپ دوم، 1381 هـ ق.
29. مجلسي، ولي محمد باقر، بحار الانوار، الجامعه الدرر اخبار ائمه اطهار، بيروت دارحياء التراث العربي، چاپ سوم، 1403 هـ ق.
30. هاديان، فريده، ارحج، اكرم، نماز در اسارت، ستاد اقامه نماز تابستان 1381.

پرسشنامه

با توجه به اينكه تحقيق حاضر درسطح آموزشگاه راهنمايي فرهنگ در حال اجرا مي‌باشد لذا از شما دانش آموز گرامي خواهشمند است به سوالات زير به دقت پاسخ دهيد.
1. دانش آموزان، تا چه حد با قرائت صحيح حمد و سوره آشنا هستند؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

2. نماز چه تاثيري دررشد شخصيت شما دارد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

3. در مورد نماز در اديان ديگر چقدر مي‌دانيد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

4. از تفاوت نماز فرادي و نماز جماعت چه مقدار مي‌دانيد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

5. تا چه اندازه با خواندن نماز مي‌توانيم از خود مراقبت كنيم؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

6. بهداشت رواني در اسلام و در غرب چقدر است؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

7. نقش نماز در بيماريهاي صعب العلاج چه ميزان است؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

8. تا چه اندازه نماز مي‌تواند در زدودن كبر و منيت به شما كمك كند؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

9. نماز با حضور قلب چه ميزان تأثير دارد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

10. ارتباط بين بهداشت دهان و دندان و نماز چقدر است؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

11. نماز تا چه اندازه در قيام امام حسين (ع)نقش داشت؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

12. نماز در پيروزي انقلاب اسلامي چقدر نقش دارد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

13. نمازتا چه حد انسان را از بدي باز مي‌دارد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 

14. نماز در پيشرفت تحصيلي شما چقدر نقش دارد؟
خيلي خوب  خوب  متوسط  كم  خيلي كم 


با تشكر

محمد ظاهري
كاظمي مكرم

فهرست مطالب

عنوان صفحه
تقديم أ
سپاس ب
چكيده ت

فصل اول :
مقدمه 1
بيان مسئله 2
اهميت و ضرورت اجراي تحقيق 2
هدف كلي اهداف جزئي 3
پرسش‌هاي تحقيق 4
كليد واژه‌ها 4

فصل دوم :
آثار فردي نماز 5
مراقبه يا مديتيشن با نماز 15
اقسام نماز بر حسب آثار 29
آثار بهداشت و درماني نماز 36
نماز در اديان ديگر 46
نماز در اسارت 54

فصل سوم:
نماز جماعت 62
استعانت از نماز در سفر كربلا 71
نقش نماز در نهضت‌هاي شيعي زمان ائمه 75
نقش نماز در نهضت خميني 77
فصل چهارم :
تجزيه و تحليل سوالات پرسشنامه 83

فصل پنجم :
روش پژوهش 86
پيشنهادات 87
نتيجه‌گيري 88
محدوديت‌ها 92
منابع و مأخذ 93
ضميمه 95


عناوين
  صفحه اولاخباربرنامه استانشعر نمازسایت های مرتبطمعرفی استاندیدنی های استانمعرفی كتاباماكن مذهبی استانمشاهیر استانمقاله، تحقیق و پژوهشآموزش تصویری نمازدستگاههای اجرایی استان همداندفاتر شهرستانهافراخوانها فراخوان جشنواره نماز در فضای استان همدانگالريدفتر ميهمانانتماس با ماجستجومدیریت
شعر نماز
» نسیم رحمت
» الصلوه
» من مسلمانم
» نماز
» نماز2
» نماز معراج خاكیان
» نمازوولایت
» نور چشم انبیاء
معرفی استان
» موقعیت جغرافیایی
» پیشینه تاریخی همدان
معرفی كتاب
» یكصد و چهارده نكته از قرآن كریم درباره نماز
» جامع آیات و احادیث موضوعی نماز
» امام در سنگر نماز
» نماز و خانواده
» پرتوی از اسرار نماز
» 400 نكته از تفسیر نور
» عبادت احرار
» پرتویی از نور
مشاهیر استان
» ابوعلی سینا
» بابا طاهر عریان
» عین القضاة همدانی
» میررضی آرتیمانی
» آیت الله ملاحسينقلي همداني (ره)
» سیدجمال الدین اسدآبادی
» آخوند ملا علي معصومي همداني
» زندگینامه فقیه و عارف عالیقدر آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی (ره)
مقاله، تحقیق و پژوهش
» بررسی حضور زنان در مسجد
» نماز وامام حسین (ع)
» بررسي رابطه‌ي نماز سجاده‌ي وصل در بين دانش آموزان
آموزش تصویری نماز
» آموزش نماز
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
رمز عبور خود را فراموش کرده ايد؟

خبرنامه
  
اشتراک قطع اشتراک
 RSS