×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۳ آذر - ۱۳۹۷  
true
false

در دعای ندبه هم می‌خوانید که پیغمبر به امیرالمؤمنین می‌فرمایند: چهرهٔ‌ شیعیان تو در روز قیامت، «مبیضة وجوههم» درخشان است.

 

 

مقیم نماز بودن، خواستهٔ ابراهیم

وجود مقدس پروردگار در آیه می‌گوید: «لقد کان لکم فی ابراهیم اسوه»، ابراهیم معلم است. چه معلمی است؟ معلمی است که من سی مسئولیت به این ابراهیم ارائه کردم، هر سی‌تا را کامل جامع انجام داد و این ابراهیم سرمشق شماست. حالا این سرمشق را ببینید که چقدر برای نماز اهمیت قائل است و چقدر زیبا به نماز معرفت دارد؛ چقدر زیبا آثار نماز را در دنیا و آخرت می‌داند و چقدر روشن جایگاه نماز را در بین عبادات می‌شناسد. در قرآن –سورهٔ ابراهیم- می‌گوید: آمده و گدایی می‌کند؛ دعا یعنی گدایی، یعنی گدایی فقیر از غنی مطلق؛ دعای انبیا با تضرع و زاری و فروتنی بوده و به این راحتی نبوده است. دعا هم می‌دانید که برای کِی هست؟ برای آخرهای عمرش هست و برای جوانی‌هایش نیست. دعاهای جوانی‌هایش هم نقل کرده، مثلاً یک دعا برای جوانی‌هایش این است: «رَبِّ هَبْ لِی حُکماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ»﴿الشعراء، ۸۳﴾، اما این دعا برای بعد از این است که خانهٔ کعبه ساخته شده است. مسجدالحرام مثلاً دیوارکشی شده و مناسک حج به او الهام شده، دعا برای آخرهای کار است. آدمی که «اتمهن» است و کم ندارد، انسانی که منبع همهٔ ارزش‌هاست، با گدایی و تضرع و زاری در پیشگاه پروردگار می‌گوید: «رَبِّ اِجْعَلْنِی مُقِیمَ اَلصَّلاٰةِ»﴿إبراهیم، ۴۰﴾، خدایا! مرا مقیم نماز قرار بده تا از این نماز دلسرد نشوم و روی برنگردانم. خدایا! یک‌رکعت نماز از دستم نرود؛ خدایا! فقط خودم نمی‌خواهم مقیم نماز باشم، «و من ذریتی»، این نسل من را هم را مقیم نماز قرار بده. بندگان من، اگر می‌خواهید درس بگیرید، این درس؛ دیگر من حاشیه نروم که الآن عده‌ای از نسل جوان ما از چه کسانی درس می‌گیرند و چه چیزهایی درس می‌گیرند که نه به درد دنیایشان می‌خورد و نه آخرت! دخترهای جوان از چه کسانی درس می‌گیرند و چه چیزهایی درس می‌گیرند که نه به درد دنیایشان می‌خورد و نه آخرت، بلکه برای دنیا و آخرتشان ضرر دارد. این معلم احسن که قرآن احسن معرفی کرده و این عمل هم که اسم آن نماز است و یک عمل احسن است: «حی علی خیر العمل»، بهترین و نیکوترین عمل. این خواستهٔ ابراهیم است.

اهمیت به خانواده در دعای ابراهیم

آن نکتهٔ «واجعلنی» را هم باز یادآوری کنم که پریشب عرض کردم؛ «و اجعلنی» یعنی خدا می‌گوید: مدیر خانواده! اول خودت با معرفت و شوق و اشتیاق به‌دنبال نماز برو؛ ابراهیم می‌گوید: اوّل خودم، یعنی من اگر در خانهٔ خودم تنبل و کسل باشم و نماز نخوانم، اهل خانه نمازی نمی‌شوند. «قوا انفسکم» اوّل خودت را مراقب باش، «و اهلیکم نارا» بعد هم زن و بچه‌تان. شما اول کاری بکنید که جهنمی نشوید، شما که جهنمی نشوید و مواظب باشید، «و اهلیکم» زن و بچه‌تان هم جهنمی نمی‌شوند. شما باید سرمایه‌گذاری کنید.

 

داستان صدیقهٔ کبری و دلتنگی برای پدر

دختر پیغمبر تازه یک‌روز است که ازدواج کرده و دیگر از خانهٔ بابا بیرون آمده است. قبلاً امیرالمؤمنین یک خانهٔ دیگر اجاره کرده بودند که نزدیک، الآن جغرافیای مدینه را در نظر بگیرید، مسجد قمامه بود. بعد حادثه خیلی زیبایی پیش آمد که وجود مقدس امیرالمؤمنین با صدیقهٔ کبری به خانه‌ای دیوار به دیوار خانهٔ پیغمبر آمدند که داستانش را حتی اهل‌سنت هم نقل کرده‌اند. حالا برایتان هم بگویم، خوب و خیلی باارزش است و آن این است: صدیقهٔ کبری بعد از عروسی‌شان خیلی علاقه داشتند که خانه‌شان کنار خانهٔ پیغمبر باشد. علت هم بیان کردند و می‌فرمودند من الآن عروسی که کردم و رفتم، شب‌ها صدای گریهٔ پیغمبر را در نماز شب نمی‌شنوم و به قول ما تهرانی‌ها، حالم گرفته است؛ شوهرم هم که پول ندارد خانه بخرد. سلمان این مطلب را فهمید، یک رفیق در بازار مدینه داشت که خانهٔ بغل خانهٔ پیغمبر برای رفیقش بود، پیش رفیقش آمد که او هم مؤمن نابی بود، به او گفت: صدیقهٔ کبری دلگیر است و دلش می‌خواهد شب‌ها صدای «یارب یارب» و استغفار و گریهٔ پیغمبر را بشنود، خانه را می‌فروشی؟ گفت: بله! گفت: کِی؟ گفت: به تو می‌گویم؛ برو تا همدیگر را ببینیم. سلمان رفت، این مرد یک خانهٔ دیگر تهیه کرد و تمام اثاث‌هایش را از آن خانه جمع کرد و در آن خانه برد. ظهر که برای نماز آمد، بین دو نماز پیش پیغمبر زانو زد و کلید را داد و گفت: آقاجان! این کلید خانهٔ بغل خانه‌تان است که برای من هست، من شنیده‌ام دخترتان صدیقهٔ کبری از اینکه پیش شما نیست، ناراحت است؛ کلید را به علی‌بن‌ابی‌طالب بدهید. فرمودند: نه من پول دارم که خانه‌ات را بخرم و نه علی پول دارد. گفت: پول آن حاضر است. فرمودند: نه، ما دوتا پولی نداریم! گفت: شما فقط این کلید را قبول بکنید، پول خانهٔ من همین است. چه خانهٔ با برکتی! این زن و شوهر شب‌ها در این خانه عبادت‌هایی که می‌کردند، برای عبادت هر دوی آنها -عروس و داماد جوان- آیه نازل شد که در سورهٔ آل‌عمران است، در این خانه حسن به‌دنیا آمد، حسین به‌دنیا آمد، زینب کبری به‌دنیا آمد. خدا می‌داند زیر این سقف چه انواری از زمین به عالم بالا ساطع شد، همین خانه است که خدا در سورهٔ نور فرمود: «فِی بُیوتٍ أَذِنَ اَللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکرَ فی‌ها اِسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰال × رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اَللّٰهِ»﴿النور، ۳۶-۳۷﴾.

 

سفارش پیامبر به اهل‌بیتش برای نماز

حالا این عروسی اتفاق افتاده و در روایاتمان است که پیغمبر تا شش‌ماه در اول اذان درِ خانهٔ حضرت زهرا را می‌زدند و می‌فرمودند: فاطمهٔ من، علی جان! وقت نماز است. زهرا که خودش عین نماز بود، علی که خودش عین نماز بود، اینها که در دورهٔ عمرشان یک کلمه از نمازشان کم نمی‌شد، چطور پیغمبر شش‌ماه می‌آمده و در می‌زده، می‌گفته فاطمهٔ من، علی من، وقت نماز است؟ اینها معلم هستند، یعنی به ما می‌گویند که این‌قدر اصرار محبتی روی نماز داشته باشید، در خانهٔ عروس و داماد بروید یا تلفن کنید و با محبت بگویید: دخترم، پسرم! یک‌وقت خوابتان نبرد.

نماز نور مؤمن

دو-سه روایت هم راجع‌به نماز بخوانم، تا فردا شب که باز آثار وجودی ابراهیم را برایتان بگویم که خیلی مهم است. پیغمبر می‌فرمایند: «الصلاة نور»، نماز نور است. من نماز می‌خوانم، نوری در من قرار می‌گیرد؛ اما فعلاً با چشمم نمی‌بینم. پنجاه‌سال است نماز می‌خوانم، آیا این نور ظهور هم خواهد داشت؟ در سورهٔ حدید به پیغمبر می‌گوید: «یوْمَ تَرَی اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ یسْعیٰ نُورُهُمْ بَینَ أَیدِیهِمْ وَ بِأَیمٰانِهِمْ»﴿الحدید، ۱۲﴾، حبیب من! در قیامت با چشمت می‌بینی که نوری در پیش روی و دست راستشان مردم مؤمن و زنان اهل ایمان در حرکت است. نوری با آنهاست که ملائکه از این نور با اینها حرف می‌زنند: «بُشْرٰاکمُ اَلْیوْمَ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فی‌ها ذٰلِک هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ»﴿الحدید، ۱۲﴾ یک بخش این نور را نماز تأمین می‌کند، نه همه را؛ ولی یک بخش عمده‌اش را نماز تأمین می‌کند، یعنی کارخانهٔ تولید نور است که در تاریکی قیامت خیلی راحت بهشت را به مردمی نشان می‌دهد که باید به بهشت بروند که مسیر این است و از این نور حرکت بکنید، پشت این نور حرکت بکنید.

درخشندگی چهرهٔ شیعیان در قیامت با نماز

در دعای ندبه هم می‌خوانید که پیغمبر به امیرالمؤمنین می‌فرمایند: چهرهٔ‌ شیعیان تو در روز قیامت، «مبیضة وجوههم» درخشان است. این درخشندگی برای دماغ و غضروف گوش و پوست نیست، بلکه یک بخش این درخشندگی برای نماز و این ذکر عظیم است.

مرحوم آیت‌الله حاج‌شیخ‌مجتبی قزوینی را خدا رحمت کند! ایشان شاگردی داشت که با من در مشهد رفیق بود. حاج‌شیخ‌مجتبی واقعاً از اولیای خدا بود و در علم هم خیلی آدم پرباری بود؛ اگر کسی این شش-هفت جلد کتاب «بیانالفرقان» او را ببیند، می‌فهمد که دریایی از دانش بود. این شاگردش که حالا هم هست و خیلی پیر است، ایشان برای من نقل کرد و گفت: حاج‌شیخ‌هاشم در درسش به من گفت که من با حاج‌شیخ‌هاشم هم‌درسی‌ام، شبی از کوچه‌ای رد می‌شدیم و برق هم هنوز در مشهد نیامده بود، اما ما دیدیم که برقی از سی-چهل قدمی ما در کوچه می‌زند و می‌رود، می‌زند و می‌رود، تعجب کردیم و به فکرمان نرسید که چیست. در تاریکی که می‌رفتیم، آن صاحب نور به ما رسید، دیدیم حاج‌شیخ‌عباس قمی، صاحب «مفاتیح» و ۶۹جلد دیگر کتاب است. سلام کردیم، من به حاج‌شیخ‌عباس گفتم(چون حاج‌شیخ‌عباس بیست‌سال در مشهد زندگی می‌کرد): این نور برای شما بود؟ چون در کوچه که هیچ چراغی نبود! حاج‌شیخ‌عباس فرمود: دوتایی‌ شما طلبه هستید؟ گفتیم: بله! فرمود: به حرم می‌روید؟ گفتیم: بله! گفت: پس به حرم مشرف شوید. بیشتر حالت کاوش به ما دست داد و گفتیم: برویم، نور چه بود؟ فرمود: شما به حرم مشرف شوید. اصرار داشت که حرفی نزند، اما بالاخره وادارش کردیم. گفت: روی خودتان را به گنبد بکنید، روی‌مان را به گنبد کردیم؛ گفت: شما را به صاحب این قبر، پسر موسی‌بن‌جعفر، قسم می‌دهم اگر خواستید بگویید، بعد از دفن من بگویید! گفتیم: چشم! گفت: پروردگار کارم را به جایی رسانده که هر وقت ذکر می‌گویم، از دهانم نور پخش می‌شود، نور حسی! «الصلاة نور»، کسی که این نور را ندارد، قیامت هم باید در تاریکی بایستد؛ نه بهشت را می‌بیند، نه انبیا را می‌بیند، نه اولیا را می‌بیند، نه حقایق قیامت را می‌بیند. قیامتی که خورشید ندارد، ظلمت است دیگر؛ هر کسی در قیامت با نور خودش روشنایی دارد.

 

 

سخنرانی استاد حسین انصاریان درشب ششم پنجشنبه (۲۶-۱۱-۱۳۹۶) – جمادی الاول ۱۴۳۹ – حسینیه سید الشهدا(ع) – سایت/www.erfan.ir

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*


true